کار نکن آقا، کار نکن!

اغلب مردم به دنبال علاقه شان در کسب و کار نمی روند. همه با مفهوم تعادل بین کار و زندگی آشناییم و این یعنی عمق فاجعه.

تعادل بین کار و زندگی تنها وقتی معنا پیدا میکند که شما با کارتان زندگی نکنید. از صبح تا عصر برای کسب دو لقمه نان حلال! کارهایی را که دوست ندارید انجام دهید تا در ادامه روز زندگی کنید.

اگر از عامه مردم بپرسی، دلیل وجود این پدیده را ضعف ساختارهای مملکتی می دانند و اینکه “چاره ای غیرِ این نیست.”

اما به گمان من، حتی اگر عوامل بیرونی نقش داشته باشند، نقش های پررنگ تری هم در این بازی وجود دارد. از جمله ریسک گریزی ما ایرانیها. (حالا اینکه چه شده که ما ریسک نمی پذیریم بحث جدایی می طلبد.)

اینکه کاری را میخواهیم که هم پرپول باشد و هم جایگاه اجتماعی خوبی داشته باشد  و هم تضمین شده باشد و هم زود جواب بدهد (اگر جلویمان را نگیرند، نوشابه اضافه و چیزهای بیشتری هم خواهیم خواست!). در واقعیت جمع بین این پارامترها اتفاق نخواهد افتاد.

خروجی این نوع نگاه هم همین هست که امروز داریم: آدمهایی که همه دنبال کنکورند و مدرک و دکترا  (البته امروز این واقعیت ثابت شده که مدارک دانشگاهی به پول نمیرسد و علیرغم شفاف بودن آن، عجیب این است که هنوز این پیام به مغز خیلی از افراد نرسیده و نتیجه اش را هم خدا بخیر کند).

خوبترهایشان هم میروند پزشک شوند. پزشک بدون علاقه که صرفا سالهای زیادی را می گذارد تا به مطب پرپول برسد و علاقه ای هم به کارش ندارد فکر نکنم اتفاق خوبی برای جامعه باشد، تازه با فرض وجود مطب پرپول با افزایش تعداد پزشکان در سالهای بعد. 

فواید اینکه فرد بر اساس علاقه اش کار کند کم نیست. به نظر میرسد اگر فردی چنین باشد، احتمال ارزش آفرینی اش بیشتر خواهد بود، رضایت شخصی بیشتری هم خواهد داشت و احتمال اینکه این آدم تنش اجتماعی ایجاد کند کم است. این یعنی هم خوش به حال خودش و هم خوش به حال اجتماع، البته:

  • این مسیر تضمین شده نیست و هیچ کس نمی تواند بگوید اگر شما به دنبال علاقه ات بروی و مثلا بخواهی آشپز خوبی شود، حتما به درآمد خوبی خواهی رسید. البته تحقیقات نشان داده که احتمال این امر بسیار بالاست و چون شما به کارت علاقه داری، احتمال خلاق بودنت هم بسیار بیشتر است که این خودش نوید آینده خوبی میدهد.
  • کمتر کاری است که علاوه بر پایدار بودن، در کوتاه مدت به نتیجه رسیده باشد. این یعنی شما در کوتاه مدت مجبورید رنج زیادی را تحمل کنید.

البته به نظرم بدلِ این گزینه (یعنی به دنبال علاقه نرفتن)، بهتر از آن نیست، چه آنکه انجام اموری که به آن علاقه نداری برای گذران عمر، صرفا زنده‌مانی است و نه زندگانی.

با توجه به اهمیت این موضوع از نگاه من، از این به بعد در وبلاگم، مطالبی با موضوع “کار نکن” خواهم داشت که در آن در مورد آدمهایی که این انتخاب را کرده اند، بیشتر خواهم نوشت. وجود این آدمها برای خود من الهام ‌بخش بوده و خیلی خوشحالم که زندگانی را انتخاب کرده اند و نه زنده‌مانی.


قسمت اول: استودیو آن

قسمت دوم: تور غذای ایرانی متین و شیرین

قسمت سوم: زندگی در سفر، سیزدهم و ارشاد نیکخواه

قسمت چهارم: فیلِ سرآشپز

قسمت پنجم: دامپزشکی که زبان درس میدهد

قسمت ششم: شعرهای طنز یک مهندس شیمی

قسمت هفتم: بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی؛ مریم رها

قسمت هشتم: پزشکی که پیانو میزند، خیلی هم خوب میزند

قسمت نهم: آقای خطای دید

قسمت دهم: لبخندهایی به پهنای صورت نصیب کسانی است که “کار نکنند”

قسمت یازدهم: آقا رضای امیرخانی، نویسنده ای برای تمام فصول

قسمت دوازدهم: پزشکی که پیگیر علاقه و دغدغه اش شده

قسمت سیزدهم: جیب استودیو، خیاط هنرمندی که همیشه جرات تغییر مسیر را داشته

قسمت چهاردم: عادل فردوسی پور هم سالهاست “کارنکردن” را “انتخاب کرده”

قسمت پانزدهم: بچه‌های استودیو آن “کار نکردنشان” را توسعه میدهند: حیاط شماره ۶۵

قسمت شانزدهم: تو پای به راه درنه و هیچ مپرس؛ شادی گنجی و سفرهایش

قسمت هفدهم: لذتِ فروش دست‌ساخته‌ها؛ پیچا دیزاین

قسمت هجدهم: سلمان قاسمی و زاگرس کمپرسور: مهندسِ مکانیکی که نیازی به تغییر مسیر نداشته!

قسمت نوزدهم: مرحوم افشین یدالهی هم سالها پیش تصمیم گرفته بود “کارنکند”

قسمت بیستم: علیرضا مجیدی و وبلاگ یک پزشک

قسمت بیست و یکم: استودیو کلاکت و کارهای خلاقانه‌اش

قسمت بیست و دوم: شاهین کلانتری، نویسنده ای که می نویسد!

قسمت بیست و سوم: سرزمین کاغذ و تا، کارنکردن و لذت بردن از اوریگامی

قسمت بیست و چهارم: جهانگردی دوچرخه‌سوار، محمد حسین محمودزاده

قسمت بیست و پنجم: لذتِ کسب درآمد از خلق آثار هنری؛ کوسن های دست دوزِ سردوز

قسمت بیست و ششم: گروه آموزش عکاسی “با ما”

قسمت بیست و هفتم: جرات تلاش برای ستاره بودن؛ سعید معروف

قسمت بیست و هشتم: پشت موفقیت‌ها، همیشه تجربه شکست‌ها وجود دارد

قسمت بیست و نهم: برای همه آنهایی که دوست دارند “دست به آچار” باشند

قسمت سی ام: و بازهم لبخندها نصیب کسانی است که کارنکنند

کار نکن آقا، کار نکن!
۵ (۱۰۰%) ۴ votes

Comments

    1. Post
      Author
    1. Post
      Author
  1. Pingback: خلاقیت در وبلاگ دوستان متممی | روز نوشته های حسن کشاورز فضل

  2. علی طاعتی مرفه

    بنظرم یکی از دلایل پایین بودن ساعت کار مفید در جامعه ما همین موضوع هست.
    سیستم آموزشی هم در این موضوع سهم زیادی دارد. الان واقعا برام خیلی خنده داره که وقتی در کنکور مجاز به انتخاب رشته می شدیم، ۱۰۰ گزینه لیست می کردیم!!!

    1. Post
      Author
    1. Post
      Author
  3. Pingback: سَبُک باید بود... - امین آرامش

  4. Pingback: فراخوان “کار نکردن شما": شما هم میتوانید روایتگر کار نکردن باشید - امین آرامش

  5. Pingback: آینده شغلی و بازار کار : ریاضی یا تجربی ؟ (ده نکته در مورد انتخاب رشته و حرفهای مرتبط) - امین آرامش

  6. علیرضا

    امین سلام
    لینک هات مشکل دارند، مشکلش اینه که توی تنظیمات نوع لینک رو تغییر دادی، مثلا لینکهای سری کار نکن اینجوریه
    http://aminaramesh.ir/1396/01/24/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DA%A9%D9%86%D8%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%B3/
    ولی درستش اینجوریه(یعنی بدون تاریخ هست)
    http://aminaramesh.ir/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DA%A9%D9%86%D8%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%B3/

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      سلام علیرضا جان
      بسیار ممنونم ازت که این مورد رو بهم اطلاع دادی.
      راستش جدیدا توی تنظیمات تغییرش دادم و حواسم نبود که لینکهای قبلی توی پستها خراب میشه.
      تو راهی برای redirect گروهی نمیشناسی؟ یعنی تاریخها از توی url حذف بشه، ولی بتونم تمامی لینکهای قبلی رو که تاریخ داره به جدیدها که تاریخ ندارند redirect کنم.

      1. علیرضا

        سلام مجدد
        فکر کنم پلاگین broken link checker این مشکل رو حل میکنه. اگه روش کار این پلاگین رو بلد نیستی یا مشکلت حل نشد، یه اطلاع بده خودم برات انجامش بدم

        1. Post
          Author
  7. Pingback: نوشتن دو نفرۀ یک کتاب

  8. سینا شهبازی

    امین عزیز
    امیدوارم مشکلاتت با لینک‌ها حل شده باشه.
    می‌خواستم یه پیشنهاد بدم که شاید به دردت بخوره و برای ما بنویسی تا به درد ما هم بخوره. یعنی یک تیر و دو نشان!
    راجع‌به حافظ ناظری هم یه سرچ بکنی بد نیست. شاید اون رو هم جزو کسایی یافتی که کار نمی‌کنند. من توی برنامۀ خندوانه اون رو دیدم و شناختمش. چند باری هم اون برنامه رو دیدم و خسته نشدم.
    به نظرم واقعاً از کارش لذت می‌بره.
    پی‌‌نوشت: قسمت ۳۰ام نوشتۀ کار نکن هم اگر خواستی توی این قسمت لینک بده تا وقتی ما به آخراش رسیدیم، همه رو یه جا بخونیم.
    ممنونم از همۀ نوشته‌هات امین 🙂

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      سینای عزیز
      بابت پیشنهادت ممنونم، به چشم، بررسیش میکنم.
      بابت لطفی هم که داری متشکرم ازت، امیدوارم تو هم نظراتت رو از من دریغ نکنی و باز هم برام کامنت بذاری.
      قسمت سی ام رو هم اضافه کردم. 🙂

  9. Pingback: پدران، مادران! ما نمیخواهیم کار کنیم! - امین آرامش

  10. Pingback: و باز هم داستان‌های کارنکن: تخصص پزشکی یا سلامت عمومی، حرف مردم یا کارنکردن؟ - امین آرامش

  11. Pingback: در گفتگو با مهشید: دانشگاه، مهندسین بیکار و چیزهای دیگر - امین آرامش

  12. Pingback: عکسها و خاطره ها: کلاس عادت‌سازی، مدرسه 10 و چیزهای دیگر - امین آرامش

  13. Pingback: دانستن بهتر است یا توانستن؟ مسأله این است - دست نوشته های سینا شهبازی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *