آیا ارشد بخوانیم ؟ ارشد یا خدمت سربازی ؟ ارشد آری یا نه ؟

آیا ارشد بخوانیم | آیا ارشد بخونم یا نه

کارشناسی ارشد یا سربازی ؟ آیا ارشد بخونم یا نخونم ؟ لیسانس یا فوق لیسانس ؟ اینها سوالاتی است که ذهن عدۀ زیادی را به خود مشغول کرده است. اگر سوالی از جنس ارشد آری یا نه دارید، پیشنهاد میکنم این متن را تا انتها مطالعه کنید.

تصمیم درباره ادامه تحصیل در مقطع ارشد تصمیم مهمی است و بنظرم باید دلیلی محکم برای ارشد خواندن داشته باشیم. در ادامه این نوشته درباره این دلایل حرف میزنم.

طبیعتا اینها صرفا نظرات شخصی من است. شما هم می‌توانید نظرتان را در قسمت کامنتها مطرح کنید.


میان پرده، نکته بسیار مهم برای مطالعه بهتر این نوشته:

در لابلای متن، لینک مطالب دیگری هم وجود دارد. اگر خواستید آنها را مطالعه کنید، در یک تب یا پنجره جدید بازشان کنید و پس از مطالعه کامل این متن به سراغشان بروید. 

  • برای باز کردن یک لینک در تب جدید کافی است روی آن کلیک-راست کنید و گزینه Open link in new tab را بزنید
  • اگر از موبایل یا تبلت استفاده میکنید، نگه داشتن انگشت‌تان بر روی لینک همان کار کلیک-راست را می‌کند

چرا میخواهی کارشناسی ارشد بخوانی؟ آیا گرفتن مدرک فوق لیسانس خوب است؟

چون میخواهم بعد از ارشد، دکترا بخوانم و استاد دانشگاه بشوم

حتما خودتان هم میدانید که قضیه به این سادگی‌ها نیست. حتما در جریانید که:

  • نسل پرتعداد دهه ۶۰ از سن دانشگاه تقریبا رد شده‌اند و تعداد دانشجویان بسیار کم شده
  • تعدادی از دانشگاه‌هایی که در هر کوی و برزن ایجاد شده بودند مشتری ندارند و در حال تعطیلی هستند
  • با توجه به تجربه فارغ التحصیلانِ دانشگاهیِ بیکار در سالهای گذشته، رغبت به دانشگاه همچون سالهای قبل نیست
  • تعداد کسانی که مدرک دکترا دارند، بسیار زیادتر از قبل شده و رقابت برای کسب کرسی‌های هیئت علمی دانشگاه بسیار سنگین است

به نظرم بد نیست به این واقعیت هم موقع تصمیم درباره ارشد خواندن یا نه توجه کنید. قبلا مطلبی مستقل در مورد دکترا نوشته‌ام:

ادامه تحصیل بدهم یا نه؟ دکترا بخوانم؟

چون مدرک فوق لیسانس مرا در بازار کار متمایز می‌کند

لطفا از خواب بیدار شوید. این روزها همه مدرک دارند، ارشد که هیچ، دکترایش را هم دارند. چیزی که شما را متمایز میکند مهارتی است که در بازار کار به شدت به آن نیاز است. و دانشی که به کمک آن دردی از مشکلات کسب و کار را حل کنید. صرف داشتن مدرک شما را متمایز نمی‌کند. اما اگر تحصیل در مقطع ارشد اسبابِ کسب این دانش و مهارتِ مورد نیازِ بازار کار را فراهم می‌کند، ادامه تحصیل در مقطع ارشد می‌تواند مفید باشد.

حتما می‌دانید که تنها ایجاد تمایز می‌تواند منجر به ایجاد شرایط خوب شغلی برایتان شود و به قول ست گادین در کتاب شیب:

“معمولی بودن برای بازنده‌هاست، شما شایسته بهتر از معمولی بودن هستید.”

پس:

لطفا معمولی نباشیم

ایجاد تمایز با ارشد خواندن

چون مدرک فوق لیسانس را برای افزایش حقوق لازم دارم

اگر کارمند بخش خصوصی هستید که بعید است به صرف یک افزایش مدرک حقوقتان را زیاد کنند. منظورم خصوصی واقعی است و نه خصولتی.

ولی اگر در بخش‌های خصولتی و دولتی مشغول به کار هستید احتمالا مدرک ارشد منجر به افزایش حقوق شما خواهد شد. اما سوالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا مزایای این ادامه تحصیل ارزش هزینۀ مادی و غیرمادی اخذ مدرک ارشد را دارد یا نه؟

من جواب این سوال را نمی‌دانم و فکر می‌کنم هرکس بسته به شرایط خودش باید به پاسخ آن برسد. اما فکر کنم بد نباشد یک حساب سرانگشتی در این مورد بکنیم.

اگر شما از دانشگاه آزاد مدرک را بگیرید فکر کنم چیزی در حدود ۸ میلیون تومان ظرف دو سال باید هزینه بکنید. حالا درنظر بگیرید که حقوق شما مثلا ماهی چندصد هزار تومان هم افزایش پیدا کند. ببینید چقدر زمان لازم است تا تنها هزینه‌ای که برای شهریه دانشگاه کرده‌اید بازگردد.

تازه این تنها هزینه مادی داستان است و بنظرم کم‌اهمیت‌ترین هزینه. هزینه زمانی که صرف شده و اصلا برنمی‌گردد را هم حساب کنید. وقتی که برای اخذ این مدرک می‌گذارید و برای خانواده، افزایش مهارت، تفریح و … نمی‌گذارید.

در دانشگاه‌های دولتی هزینه مادی را ندارید، اما هزینۀ غیرمادی سرجایش است. هرچند در سالهای اخیر کارمندانی که در دانشگاه دولتی هم مدرک می‌گیرند هزینه برای خودشان می‌تراشند. وقت و حوصله برای انجام پایان نامه که نیست. پس پول بدهیم و پایان نامه بخریم…

بگذریم.

چون داشتن مدرک ارشد کلاس دارد

اولا ندارد. باور کنید دیگر کلاس هم ندارد. دوما بر فرض که عده‌ای مدرک‌ندیده بخاطر مدرک ارشد شما جواب سلامتان را گرمتر بدهند یا شما را بر صدر مجلس بنشانند. روزی باید با این واقعیت روبرو شوید که وقتی که برای ارشد گذاشته اید آیا می‌صرفیده یا نه؟ این سلام‌های گرمترِ مدرک‌ندیده‌ها را رها کنید. باور کنید یک فوق لیسانس بیکار هیچ برتری‌ای بر یک لیسانس بیکار ندارد. لیسانس یا فوق لیسانس بیکار فرقی با هم ندارند.

میخوام ارشد بخونم چون پدرم/مادرم/همسرم دوست دارند مدرک ارشد داشته باشم

قطعا اعضای خانواده دلسوز ما هستد. اما ممکن است آنها روشی را برای کسب موفقیت و رضایت پیشنهاد دهند که در عصر حاضر کاربردی نداشته باشد. نمی‌گویم به حرف آنها توجه نکنیم. فقط حرفم این است که تنها دلیل ما برای ارشد خواندن خواسته والدین و خانواده نباشد.

چون حیفه مدرکم رو نگیرم، این همه درس خوندم!

حیف، آن تک تک لحظاتی است که در مسیری که امروز فهمیده ایم اشتباه است تلف میکنیم. حیف آن زمانهایی است که برای نشستن سر کلاسهای دانشگاه و خواندن برای امتحاناتش (بعد از به این نتیجه رسیدن که ادامه تحصیل به صلاحمان نیست) تلف میکنیم.

مطلبی مستقل قبلا در این باره نوشته‌ام:

استدلالی سخیف هنگام تصمیم گیری: “حیف نیست حالا که تا اینجا اومدی ولش کنی؟”

چون از کار تحقیقاتی لذت میبرم

بعضی کارهای تحقیقاتی را تنها می‌توان در دانشگاه‌ها انجام داد. امکانات آزمایشگاهی و کارگاهی آن تحقیقات صرفا در دانشگاه‌ها وجود دارد. قبول دارم که اگر دل‌بسته چنین تحقیقاتی هستید، باید بروید به سراغ دانشگاه‌ها. اما قطعا این را هم می‌دانید که در معدود دانشگاه‌هایی در ایرانِ امروز چنین شرایط و رویکردی وجود دارد.

ارشد بخونم؟ | ایا ارشد بخوانیم

مواظب باشید به بهانه علاقه به تحقیقات به دانشگاهی وارد نشوید که صرفا تولید مقاله می‌کند و خبری از تحقیق و پژوهش واقعی در آن نیست. و البته برای انجام پژوهش‌های خوب شاید بررسی گزینه تحصیل در خارج از ایران هم بد نباشد.

چون میخواهم دانشم را افزایش دهم

مطمئنید تنها راه افزایش دانش رفتن به دانشگاه است؟ آیا با انواع مجموعه‌های آموزشی که بر بستر اینترنت آموزش‌های مفید و کاربردی می‌دهند آشنایید؟

حتما از درس‌های مقطع لیسانس یادتان مانده که در کتار هر درس احیانا مفیدی که پاس کرده‌اید، چندین درس پاس کرده‌اید که هیچ وقت به دردتان نخواهد خورد.

آیا تا حالا جستجویی در مورد مراکز غیردانشگاهی که آموزش‌های آنلاین و غیرآنلاین می‌دهند کرده‌اید؟ اگر تا حالا این کار را نکرده‌اید پیشنهاد میکنم پیش از تصمیم قطعی در مورد ارشد خواندن این کار را بکنید. در مورد موضوعی که می‌خواهید دانش‌تان را در آن افزایش دهید در گوگل جستجو کنید، هم فارسی و هم انگلیسی. فکر کنم گزینه‌های خوبی روی میزتان باشد.

حواس‌مان باشد که ارشد خواندن تنها ابزاری برای کسب دانش است. مواظب باشیم در دام ابزار نیفتیم:

چگونه در “دام ابزارها” نیفتیم؟

چون به روابطی که در دانشگاه ایجاد می‌شود نیاز دارم

انصافا یکی از برکات اصلی دانشگاه برای من همین گسترش روابط اجتماعی و شکل گرفتن دوستی‌هایی ماندگار بود. تاثیر این روابط بر کار و زندگی را هم اصلا انکار نمی‌کنم.

صرف حضور یافتن در محضر برخی اساتید هم تنها از طریق دانشگاه میسر می‌شود.

اما مسئلۀ مهم این است که هزینه-فایده کنید و ببینید آیا ارشد خواندن در دانشگاه می‌ارزد یا نه؟ ارشد خواندن ممکن است گزینه خوبی باشد، اما گاهی همین گزینه‌های خوب ادم را بیچاره می‌کند. مواظب گزینه‌های خوب باشیم:

گزینه های خوب آدم را بیچاره میکند

فکر میکنم قبول داشته باشید که این روابط کیفی و محضر اساتید را در همه دانشگاه‌ها نمی‌توان پیدا کرد. اگر می‌خواهید در آن شعبه دور فلان دانشگاه ارشد بخوانید، اوضاع فرق می‌کند!

چون میخواهم فعلا سربازی نروم، ارشد بخونم یا برم سربازی ؟

کارشناسی ارشد یا سربازی ؟ امان از این سربازی. ارشد یا خدمت سربازی ؟ آن هم عجب خدمتی!

اول بگویم که در کنار آن روابطِ خوب دانشگاه، یکی دیگر از فواید ارشد خواندن برای من، همین پیچاندن سربازی بود. شرایط بنیاد نخبگان را داشتم و سربازیِ معمول را نرفتم. اما همان دوره کوتاه مدت آموزشی هم تحملش خیلی سخت بود.

قبول دارم که حتی تصور این اتلاف عمر هم حال آدم را بد می‌کند. اما حتما حواسمان به این شترِ بدترکیب که دم در خانه‌مان نشسته و از جایش هم بلند نمیشود هست. اگر تنها با نیت به تعویق انداختن سربازی، برویم ارشد دردی دوا نمی‌شود. بعد از ارشد چه؟

کارشناسی ارشد یا خدمت سربازی

اگر شما هم بتوانید با شرایط جدید (که انگار به نسبت زمان ما تغییر هم کرده) سربازی را به کمک ارشد بپیچانید که چه بهتر. والا شاید امریه گرفتن و سربازی رفتن با همین مدرک کارشناسی گزینه بهتری باشد. در دوران گذران سربازی هم شاید بشود شرایطی ایجاد کرد که مهارت و دانش‌مان را افزایش دهیم و بعد از این دوران، گزینه‌های خوبی برای انتخاب شغل پیش روی ما باشد. گزینه‌هایی که رضایت شغلی را برایمان به ارمغان بیاورد.

اگر هم جنستان مذکر نیست و دغدغه سربازی ندارید که هیچی. اصلا چرا این بند را خواندید؟

می‌خواهم در ارشد تغییر رشته بدهم و زمینه کاری‌ام را عوض کنم

مثلا مدیریت بخوانم و در حوزۀ جدیدی وارد شوم. بله، خیلی از موقعیت‌های شغلی را تنها می‌توان با داشتن مدرک مرتبط در اختیار گرفت. این واقعیتی انکارناپذیر است. اما از آن طرف افراد بسیار زیادی هم هستند که در زمینه‌ای مشغول به کار هستند که ربطی به رشته دانشگاهی‌شان ندارد. من از تعدادی از این آدمها در سری کارنکن نام برده‌ام. پیشنهاد میکنم پیش از تصمیم درباره ادامه تحصیل در مقطع ارشد، حتما نگاهی به داستان این آدمها بیاندازید:

کار نکن

چون میخواهم با تحصیل در مقطع ارشد شرایط را برای رفتن از این کشور فراهم کنم

موافقم که ادامه تحصیل در مقطع ارشد در خارج از ایران فرصت خوبی برای مهاجرت است. اما پیشنهاد میکنم حتما قبل از ادامه تحصیل با این هدف، به این هم فکر کنید که بعد از خواندن ارشد چه خواهید کرد.

از هم‌کلاسی‌ها و هم‌‎خوابگاهی‌های دوران دانشگاه‌مان خیلی‌ها الان ایران نیستند. عده‌ای راضی‌اند و عده‌ای هم نه. میدانم که نمیشود از الان به فکر خیلی از چیزها بود. اما بد نیست پرس و جویی بکنید در این مورد و ببینید بعدش چه میشود. فرض کنید مدرک ارشد را هم آنجا گرفتید، برمی‌گردید ایران؟ می‌مانید؟

هر تصمیمی می‌گیرید، لطفا تصمیم خودتان باشد. چون بعدها هزینۀ این انتخاب را خودتان باید بدهید:

هزینۀ انتخاب‌ها

میخواهم ارشد بخوانم چون کار دیگری جز درس خواندن بلد نیستم 

این دلیل را به کسی جز خودمان نخواهیم گفت. کمی فکر کنیم. اگر دلیل ما برای فوق لیسانس گرفتن همین است، احساس خطر کنیم. صرف گرفتن مدرک ارشد چیزی بر مهارت ما نمی‌افزاید. بازار کار این سالها هم به گونه‌ای نیست که به ازای مدرک ارشدمان به ما پول بدهند. گذشت آن دوران.

درباره افزایش مهارت و دانش قبلا حرف زده‌ام و دیگر تکرارشان نمی‌کنم.


خلاصه داستان اینکه برای ارشد خواندمان دلیل داشته باشیم. اگر تا حالا به صورت جدی به این دلایل فکر نکرده‌ایم، الان این کار را بکنیم و اینکه:

گاهی به اهدافمان شک کنیم


بعد از خواندن این مطلب چه کنم؟

۱- نظرتان درباره این مطالب را در قالب کامنت با دیگران به اشتراک بگذارید.

۲- اگر درگیر تصمیم برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد هستید، می‌توانید از مطلب زیر برای تصمیم‌گیری بهتر استفاده کنید:

چگونه تصمیم بگیریم؟

۳- مطلب زیر را درباره شغل مناسب بخوانید:

شغل مناسب من چیست

آیا ارشد بخوانیم ؟ ارشد یا خدمت سربازی ؟ ارشد آری یا نه ؟
۴٫۲۹ (۸۵٫۷۱%) ۱۴ votes

دیدگاه ها

  1. داوود

    سلامی دوباره امین جان از ما که گذشت و ارشد رو گرفتیم اون موقع توی سرم دکترای خارج از کشور خوندن بود و این معقول ترین راه از نظر من بود. اما الان نگاه میکنم میبینم من واقعا وقتم رو این چند سال تلف کردم من این رشته رو این جنس کار رو دوست ندارم. واسه همین توی این یک سال رو خورده ای که خدمت میرم و در ادامه ش تمرکز ام رو میزارم روی چیزی که دوست دارم و استعداد دارم من میخوام مجری بشم و چند تجربه مجری صحنه همایش و اینا بودم و فید بک مثبت هم گرفتم نسبت به اینکه توانایی ش رو دارم. توی این مدت حسابی تمرین میکنم دوره هاش رو میرم و این استعداد م رو پرورش میدم.نمی دونم چقدر موفق میشم ولی مطمئنم رضایت بیشتری رو توی این مسیر تجربه میکنم خدا رو چه دیدی شاید یکی از قسمت های کار نکن وبلاگت بعدا داستان حرفه جدید من باشه

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام داوودجان
      خودت بهتر از من میدونی داوود که افسوس خودن جایی توی این بازی دنیا نداره. هرچه که هست باید نگاه رو به جلو و تلاش باشه.
      چقدر خوب که الان به این تشخیص رسیدی و داری مسیر خودت رو میری. خیلی خوشحالم از این بابت.
      چه بسا اگر اون تجربه ارشد رو نمیداشتی امروز این همه توی مسیر جدیدت جدی نبودی.
      من هم امیدوارم یه روزی داستان کارنکن تو رو تعریف کنم. پرتلاش باشی دوست خوبم 🙂

  2. سعید

    با سلام
    شاید بار دوم باشه که از طریق لینکی به وبسایت شما سر می زنم و از کیفیت مطالبی که می گذارید به عنوان یک خواننده ی عام بسیار راضی هستم.

    اما در خصوص ارشد! من خودم دانشجوی کارشناسی ام و چیزی نمونده تا به سر این چند راهی برسم. کمابیش فکرم از همین الان هم مشغول هست و بارها سوالاتی که در این پست مطرح شد (و چه بسا سوالاتی بیشتر از این) را با خودم مرور کردم و براش دنبال جواب گشتم. حقیقت اینه که برای ما (مخاطبم از «ما» همه ی افراد مذکر بعد از ۱۸ سال هستند که خواه یا ناخواه مجبورند به خدمت مقدس سربازی مشرف بشن!) انتخاب بین دو راهی سربازی و «هر چیز دیگه‌ای» واقعا دشوار هست. به قول خودتون، حتی فکر کردن به اینکه دو سال از بهترین دوران زندگی را باید به هیچ و پوچ بگذرانیم هم آدم را دیوانه می کند؛ سال هایی که شاید مهمل نباشه که هر ثانیه ی اون رو ارزشمند بدونیم و بدون شک در آینده ممکنه حسرت تک تک لحظات اون رو بخوریم. به هر روی، من مطمئنم اگر چنین شرایطی نبود، حتی تحصیل کارشناسی را بسیار زودتر از این رها کرده بودم! اما گویا مشکل همچنان باقی است.

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام سعید
      فکر کنم می‌فهمم چی میگی. اما بنظرم باید به بعد از ارشد و این شتر نامیمون هم فکر کنی. بنظرم حداقل کاری که میشه کرد اینه که بررسی کنیم و ببینیم آیا میشه دوران سربازی رو به نحوی سپری کرد که علاوه بر اون اتلاف وقت ناگزیر، توشه‌ای هم برامون داشته باشه؟
      حتما خودت بهتر از من میدونی که با امروزه با استفاده از اینترنت حتی میشه کسب و کارهایی درست کرد که نیاز به حضور تمام‌وقت در یک مکان مشخص نداشته باشه.
      نمیگم حتما میسره، اما میگم با جدیت این گزینه‌ها رو هم بررسی کنیم.
      پیشنهادم اینه که اگر حوصله داشتی قسمت‌های مختلف کارنکن رو یه نگاهی بندازی، شاید حداقل بشه در دوران سربازی پایه‌های اولیه یک کسب و کار رو گذاشت، یا مهارتی رو یاد گرفت یا…
      موفق باشی و سرحال سعید جان 🙂

  3. فواد انصاری

    سلام امین جان خوشحالم که دوبار پست گذاشتی . واقعیتش من هیچ وقت کنکور ارشد شرکت نکردم. هر وقت هر چیزی لازم داشتم رفتم و یاد گرفتم. این که یک نفر مثل تو که تحصیلات آکادمیک توی بهترین دانشگاه ایران رو داشته باشه و این پست رو بنویسه کمی عجیب و فریبنده است. میخواستم دلیل ادامه تحصیل خودت رو بدونم و اینکه اگر واقعا ارشد و دکترا به این شکله چرا خودت ادامه تحصیل دادی و انگیزه ت چی بوده ؟ من فکر میکنم سطح دانشگاه هم خیلی توی تصمیم گیری موثره. بعضی وقتها صحبت ترک تحصیل میشد و مقایسه میکردیم با جابز و بیل گیتس و… یه دوستی داشتم که میگفت خیلی فرق میکنه که آدم از دانشگاه علی آباد انصراف بده یا از هاروارد.

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام فوادجان
      فواد، بنظرم اگر یک حکم در مورد ادامه تحصیل دادن یا ندادن آدمها درست باشه اینه: حکمی که برای همه نسخه یکسان می‌پیچیه.
      من هیچ جا نگفتم که همه باید ارشد بخونن یا نخونن. فقط خواستم دعوت کرده باشم به فکر کردن. ما مردمانی هستیم که عادت کردیم کاری رو بکنیم که بقیه میکنن، منظورم از این نوشته این بود که بدونیم چرا داریم اینکار رو میکینم.
      چرا ارشد میخونیم؟ مگر نه اینکه مدارک تحصیلی ابزاری هستند در خدمت اهداف دیگه؟
      اون هدف چیه؟ آیا اصلا اون هدف رو میشناسیم؟ آیا دو روش دیگه برای رسیدن به اون هدف داریم و میدونیم که اون روشها خوب نیستن؟
      فواد، راستش من برای ارشد خوندن نیاز به آزمون نداشتم و اصلا فکر هم نکردم که آیا باید بخونمش یا نه؟ دیدم همه میخونن، من هم این کار رو کردم. اون موقع تا این حد اهل فکر کردن نبودم.
      هدف من از نوشتن چنین متنهایی اینه که دیگران حداقل بدونن دارن چیکار میکنن. برای منِ نوعی اصلا خوندن ارشد در رشته فنی کار درستی در مقایسه با رشته‌ای مثل MBA نبود. من آدم کار فنی نبودم. این رو بعد از کار توی صنعت نفت فهمیدم.
      و اما در مورد دکترا. احتمالا از علاقه من به معلمی خبر داری. راستش بخاطر این علاقه بود که رفتم سراغ دکترا. البته یک تصمیم احساسی برای زندگی تمام وقت در زاهدان هم وجود داشت که علتش خارج از حوصله اینجاست. خلاصه که آمده بودم دکترا بخونم که معلم بشم. برای شروع مقطع دکتری هم کافی بود به استادم بگم و اون هم بدون آزمون من رو پذیرش کنه.
      اما بعدش دیدم معلمی توی رشته فنی اونی نیست که باید باشه. به دلایل مختلف. یکم مفصل‌تر در این مورد اینجا نوشتم:
      چرا ترجیح میدهم مدرس کنکور و استاد دانشگاه نباشم؟
      خلاصه که رفتم و برای انصراف اقدام کردم. من میخواستم در کنار معلمِ فنی بودن از مسائل مهمتری حرف بزنم، امروز به مدد وبلاگ نویسی این فرصت رو در مقیاس بسیار وسیعتر دارم. کل مخاطبینی که قرار بود ظرف یک سال به عنوان استاد دانشگاه داشته باشم، امروز فقط ظرف یک روز به واسطه گوگل میان اینجا و حرفهای من رو میخونن. داده‌های گوگل میگه درگیر محتواهای اینجا هم میشن.
      باید بیشتر تلاش کنم فواد. حرفهای زیادی هست که باید بگم، کارهای زیادی هست که باید بکنم. به قدر وسعم سعی خواهم کرد…

  4. فواد انصاری

    خیلی ممنونم رفیق که با حوصله جواب دادی. توضیح کامل و خوبی بود. من زیاد توی فضای دانشگاهی اونهم در یک دانشگاه معتبر نبودم و از اینکه نظر تو را(به عنوان یک نمونه خوب) به این مساله بدانم خوشحالم.

  5. امیر

    سلام اقای ارامش. مطالب رو خوندم. رفتم به زمانی که برای ارشد میخوندم و چه ذوقی از قبول شدن داشتم. همه چیز رو تو قبولی ارشد میدیدم. ریاضی کاربردی خوندم. نظرتون راجع به اندیشیدن برای ادامه راه کاملا درسته. واقعا ادم تو جو قرار میگیره. خودم اصلا فکر نمیکردم چرا دارم ادامه میدم. شاید ی جور حس کنجکاوی بود برام. خیلی ها از من انتظار داشتن حتما دکتری قبول شم. ولی نمیدونم چرا دیگه اون انگیزه دوران ارشد رو نداشتم ( شاید کمی منطقی تر شده بودم). احساس کردم باید بیشتر فکر کنم در مورد اینده. به چهار یا پنج سالی که باید برای دکتری وقت گذاشت. بیشتر بنویسید.تشکر بابت مطالب خوبتون.

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام امیرجان
      چه کار خوبی کردی که از تجربه خودت در این مورد نوشتی.
      چشم، بیشتر مینویسم. 🙂
      این رو هم بدون که دیدن کامنتهایی مثل کامنت تو دلگرمیه برای بیشتر نوشتن.

  6. یزدان

    امین جان سلام
    منم مثل بقیه خوشحالم دوباره می نویسی، این مدت هر روز سر میزدم پست جدید نداشتی منم یجورایی دلگیر می شدم.
    منم توی همون موجی افتادم که همه هر جوری بود می خواستن درجات مدرکشون رو بالا و بالاتر ببرن، شوربختانه دو سال با ارشد خودمو سر کار گذاشتم و خوشبختانه این اشتباه رو برای گرفتن دکتری تکرار نکردم و نرفتم. بدبختانه دیر فهمیدم که منم آدم رشته فنی نیستم. اما یه سوال داشتم، من الان تنها چیزی که اذیتم میکنه سرگردونی و سردرگمی هستش، نمیدونم چیکار کنم؟ شما که خودت ادامه تحصیل ندادی و ظاهرا کار مرتبط با رشته دانشگاهیت رو هم انجام نمیدی؟ تو خودت برای قسمت کار نکن خودت چیکار میکنی حالا؟ آیا فقط همین وبلاگه یا فعالیت های دیگه ای هم داری؟ میدونی منظورم اینه که بالاخره آدم به یه منبع درآمد نیاز دارره که اموراتش بگذره، آیا برای این منبع درآمد ادم بره دنبال همون کار نکن زندگیش یا کارهای دم دستی انجام بده؟

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام یزدان جان
      ممنونم از لطفت. 🙂
      آره یزدان، من الان کار مرتبط با رشته دانشگاهیم انجام نمیدم و درآمدم از صنعت محتواست. راستش اگر فقط فاکتور درآمد رو هم درنظر بگیریم، اوضاع خیلی بهتر از میانگین رشته‌های فنیه. دیگه حس خوبِ کارنکن و آیندۀ روشنتر رو هم اضافه کن بهش.
      جواب سوال آخرت به این سادگیها نیست یزدان. داستان برای هر فرد فرق داره و باید شرایط دیگه‌ای هم درنظر گرفته بشه، باید واقعیت‌های زندگی هم درنظر گرفته بشه.
      باید فکر کنی. هیچ کس هم بهتر از خودت برای تشخیص مسیرِ مناسب نیست، مشاورها هم تنها باید کمک کنن که تو خودت رو بهتر بشناسی و در نهایت خودت تصمیم بگیری.
      یه پستی در مورد تغییر شغل نوشتم، خوندیش؟
      چگونه تغییر شغل دهیم؟
      پیشنهاد میکنم مطالب زیر رو هم بخونی:
      شغل مناسب من چیست؟ (بر مبنای مدلی سه‌گانه برای انتخاب شغل)
      رضایت شغلی چیست؟ (به همراه پرسش‌نامه رضایت شغلی)
      اگر عمری باشه باز هم بیشتر در این حوزه خواهم نوشت…

  7. یزدان

    ممنون از جوابت
    شاید فضولی باشه اما خیلی مشتاقم بدونم دقیقا چیکار میکنی؟ یعنی چه جور محتوایی تولید میکنی؟ چطور ازش پول در میاری؟ آیا منظورت همین وبلاگه یا کتاب هم مینویسی یا کارهای دیگه؟ یا شاید برای سایت های بخصوصی تولید محتوا میکنی؟ البته راجع به کتاب موبایل درمانی میدونم و خوندمش…

    1. نویسنده
      پست
  8. الی

    سلام. کاش ۳ سال پیش این مطالب رو می خوندم. من هم فارغ التحصیل ارشد هستم از یک دانشگاه خوب و رشته فنی سخت. از همان اوایل دوره ارشد تصمیم داشتم انصراف بدم اما متاسفانه ترسیدم و این کار رو نکردم. کاش در مورد این تب جدیدی که به وجود اومده که همه می خوان بعد لیسانس یا ارشد یا حتی دکتری برای پزشکی بخونن هم بنویسین. به نظرتون آینده چی می شه وقتی همه پزشک باشن؟ ممنون

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام الهام
      اتفاقا از تو چه پنهون که یه پیش‌نویس برای نوشتن مطلب در همین مورد خوندن پزشکی بعد از ارشد و کارشناسی دارم. امیدوارم به زودی این مطلب رو منتشر کنم. بازم به اینجا سر بزن.
      قبلا یه چیزکی در این مورد نوشتم:
      پزشکان، آینده و یک سری حرفه

  9. حسین

    سلام امین عزیز
    مطالب کاملی نوشتی
    این روزا خیلی درگیر این دوراهی شدم…به قدری که شده خواب و خوراکم ….از طرفی الان که ترم شش دانشگاه هستم دیگه اونجوری که باید و شاید حوصله درس خوندن رو ندارم…از طرفی هم میخوام برا امریه خدمت اقدام کنم که اونم فهمیدم با ارشد امریه میدن….از طرفی هم خانوادم خیلی اصرار دارن که ارشد بخونم …دیگه واقعا نمیدونم چکار کنم
    خوشحال میشم نظرت رو بگی

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام حسین جان
      راجع به نظر خانواده که یه چیزایی گفتم توی متن.
      مطمئنی امریه رو فقط با ارشد میدن؟ یه بررسی مجدد بکن.
      برای گرفتن همچین تصمیمی اطلاعات زیادی باید داشته باشی، تا میتونی اطلاعاتت رو بیشتر و دقیقتر کن. من که اطلاع چندانی از وضعیتت ندارم.
      در نهایت هم خودت باید این اطلاعات رو بذاری کنار هم و تصمیم بگیری. مطلب تصمیم‌گیری رو خوندی؟
      چگونه تصمیم بگیریم؟

  10. Pingback: رادیو کارنکن، قسمت چهارم: گفتگو با صدرا علی آبادی - امین آرامش

  11. احسان کارگزارفرد

    سلام امین جان.
    چقدر خوبه این وبلاگ
    خواستم تجربه خودم رو بگم. من ارشد رو ادامه ندادم. یک راست رفتم سر سربازی. یک سال نیم کوفتی دوره سربازی رو گذروندم و بلا فاصله مشغول کار شدم. دوستام خیلی با استعداد تر و با پشتکارتر از من بودن. اکثرشون رفتن ارشد رو خوندن. ارشد هم بیشتر از دوسال طول کشید براشون. سیل فارغ التحصیلان دهه ۶۰ دانشگاهی هم توی همون سال ها وارد بازار کار شدن. همه صندلی های شغلی پر شد. اونایی که درگیر ارشد و سربازی بودن سرپا موندن. مثل اتوبوس و مترو. منتظر بودن یکی بلند شه سر جاش بشینن. تعدادی از دوستام بعد از خوندن ارشد اعتراف می کردن که توی این دوسال و نیم ارشد چیزی به سطح معلومات حرفه ای شون اضافه نشده. الانم با مدرک فوق لیسانس خیلی سختشونه کار یک لیسانسه رو انجام بدن. می خوام بگم که سطح توقعاتشون هم حباب وار رشد کرده.
    البته خیلی اراده می خواد وقتی می بینی یه گله آدم با عجله داره میره سمت ارشد تو راهتو کج کنی و بری سمت پادگان . ولی خب نتیجه های خوب ، بعد از کارهای سخت ظاهر می شن .

  12. وحید نصیری

    امین عزیز سلام
    واقعا من هنوز میون دانشجوها میبینم که به سیگنال های جامعه و دانشگاه اصلا توجهی ندارند و کماکان تو فکر اینند که یک کله دکتری بگیرند ( در داخل یا خارج) بعد بروند و استاد دانشگاه بشن.!!!
    من خودم هم با تشویق استادای دوران کارشناسی و صد البته علاقه ای که به علوم انسانی و حقوق داشتم(‌وکماکان دارم البته به قیمت از دست دادن فرصتهای ارزشمند دیگه که خیلی جای حسرت داره ولی ارزش نداره دیگه ولی خوب در تلاش برای تجربه های جدیدم) دلیل مناسبی از نظر خودم داشتم که ارشد و حتی بعدش دکتری بخوانم اما خوب به مرور به دلایل واقعا شخصی و غیر شخصی قید چنین هدفی رو زدم.
    واقعا مشکلی که هست همین جریان چون دیگران می کنند ما هم انجام بدیمه که بعدها حسرت درست می کنه.
    من هم یه مطلبی درمورد تاثیر القائات محیطی تو تصمیم گیری نوشته بودم ولی خوب تو به نظرم از من عالی تر نوشتی.
    ( این رو نمی گفتم نمی شد ولی واقعا ارزش داره یک مطلب بنویسم در مورد شهروندی اینترنتی یا معاشرت های حقیقی تو بستر مجازی و از انسانهای خوب این ماجرا نام برده بشه وقطعا یکی از اعضای این لیست بلند به چند دلیل تو خواهی بود)
    امین واقعا تو این بحث هدف و رضایت و… خیلی خیلی می شه حرف زد.
    شاد باشی

  13. زهرا

    سلام وقتتون بخیر
    من کارشناسی رو از دانشگاه تهران گرفتم، مهندسی صنایع غذایی! وقتی همه رفتن دنبال ارشد من چسبیدم به کار!
    الان ۸ ساله که کار میکنم ولی نه در رشته خودم. ۵ سال رو دستیار مدیر اجرایی و دستیار مدیرعامل بودم و هستم. حالا به فکر ارشد گرفتن افتادم چون نمیخوام ۱۰ سال دیگه همچنان دستیار اجرایی باشم. رشته های MBA استراتژیک یا مدیریت پروژه و (در بدبینانه ترین حالت مدیریت منابع انسانی!) به نظرم میتونه خوب باشه چون هم علاقه دارم هم به نوعی تجربه اش رو. از هر کس میپرسم یه جوابی میده، با توجه به توضیحات شما میتونم بگم دید جامع و درستی ارائه دادید. حالا با این اوصاف به نظرتون با در نظر گرفتن سختی ها و زمانی که صرف خواهد شد و آینده شغلی، آیا پیشنهاد میکنید که برای ارشد بخونم؟ (هدف تدریس و دکتری هم ندارم، هر دانشگاهی هم نمیخوام باشه، دست کم اعتبار خوبی داشته باشه که به تلاشش بیارزه )
    اگر به جای اینکه خودم رو درگیر کنکور ارشد کنم برم موسسه های معتبر دوره های مدیریت پروژه یا MBA بگیرم تاثیرش میتونه برابر باشه؟
    ممنون به خاطر وقتی که برای پاسخ دادن میزارید 🙂

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام زهرا
      چقد خوب که قبل از ادامه تحصیل کورکورانه، رفتی کار کردی و فهمیدی که به چیزهایی علاقه داری (و به چی علاقه نداری).
      ببین زهرا، راستش با این اطلاعات کمی که بهم دادی من نمیتونم نظر چندان بدردبخوری بدم، من از شرایط شغلی، خانوادگی، میزان درآمد الانت و میزان درآمد هدفت و خیلی چیزهای دیگه خبر ندارم و احتمالا قبول داری که تصمیم راجع به ادامه تحصیل و خرج کردن بخش زیادی از دو سال عمر، به این چیزهایی که گفتم هم بستگی داره.
      پیشنهادم اینه که این مطالب رو بخونی و اگر لازم دیدی باز هم برام بنویسی:
      چگونه در “دام ابزارها” نیفتیم؟
      گزینه های خوب آدم را بیچاره میکند
      لطفا معمولی نباشیم! (تخصیص “بهینه” منابع یا تخصیص “متعادل” منابع؟)
      تصمیم گیری (۲): ما انسانهایِ محدود
      چگونه تصمیم بگیریم؟

      1. زهرا

        ممنونم ازتون که خیلی سریع جوابم رو دادید 🙂
        مطالب رو خوندم و بسیار شیوا و جالب بود.
        از بابت شرایط شغلی خدا رو شکر فعلا بسیار راضی هستم، محیط کوچک و دوستانه و کار جدی با ساعت کاری که میتونه وقت مطالعه بهم بده. فعلا درآمدم به نسبت هم سن و سالانم یه سر و گردن بالاتره ولی تفاوت اینجاست که شغل من ارتقا نداره و اگر دست نجنبونم ۱۰ سال دیگه تو ۴۰ سالگی هنوز دستیارم، اگر از الان خودم رو برای ۱۰ سال دیگه آماده نکنم قطعا اون موقع وقت تجربه و مهارت و علم جمع کردن برای بالاتر رفتن نیست. چون اون موقع این طبقه شغلی به نسبت هم سن و سالانم و نیازهای خودم از سطح حقوقی کمی برخوردار خواهد بود.
        با توجه به اینکه شخصیت ESTJ دارم برای شغل های رهبری و مدیریتی مناسبم، و فکر میکنم رشته مدیریت مثل باقی رشته ها دوره های کاربردی خاصی نداشته باشه و تنها روش برای رسیدن به دانشش دانشگاه باشه (حرف از مهارت نزنیم که هیچ دانشگاهی تو ایران مهارت رو آموزش نمیده)، آیا این تصور من درسته؟ البته MBA دوره داره ولی دیروز یکی رای من رو در موردش زد :))
        از حق نگذریم که یکی از دلایل استخدام من در شرکت فعلی صرفا یدک کشیدن اسم دانشگاه تهران بود و اگر این اسم در رزومه من نبود بهم فرصت ابراز وجود و قبول شدن در تست های متعدد رو برای اثبات تواناییم نمیداد.
        با وجود تمام سبک سنگین کردن ها هنوز نتونستم تصمیم درستی بگیرم

        1. نویسنده
          پست
          امین آرامش

          زهرا واقعیت اینه که هنوز عنوان دانشگاهی که توش درس خوندیم توی بازارکار بدردمون میخوره. هرچند که میدونیم شاید به نسبت وقتی که گذاشتیم مهارت و دانش بدست نیاوردیم از دانشگاه.
          حالا برای آینده شغلی که برای خودت متصور هستی چقدر این “مدرک” از فلان دانشگاه مهمه؟ اگر واقعا مهمه که مدرک مرتبط داشته باشی، واقعا شاید ادامه دادن در دانشگاه گزینه خوبی باشه.
          الان خیلی از دروس MBA رو میشه با کیفیت خیلی خوب توی فضای وب گذروند. از نمونه های خارجی که بگذریم، سایت “متمم” خودمون هم خیلی خوبه. دیدیش؟
          از طرفی ارتباط و شبکه سازی‌ای که توی داشگاه شکل میگیره توی آموزش آنلاین وجود نداره (یا حداقل به اون کیفیت شاید نباشه).
          به نظرم اینجور مواقع مکتوب فکر کردن رو اصلا فراموش نکن:
          مکتوب فکر کردن
          من اینجور مواقع خوبی‌ها و بدی‌های هر گزینه رو به همون روشی که توی مطلب “تصمیم‌گیری” گفتم لیست میکنم و بهشون امتیاز میدم و بعدش تصمیم میگیرم.
          امیدوارم تصمیماتی بگیری که وقتی سالها بعد برگشتی و بهشون فکر کردی، لبخندی از رضایت بشینه روی لبت. 🙂
          مخلصم.

          1. زهرا

            من از بچگی هم عادت داشتم مکتوب فکر می کردم 🙂
            نوشتن مزایا و معایب رو انجام دادم ولی در نهایت ارشد گرفتن و نگرفتن هر دو برابر امتیاز میارن تقریبا. ولی میدونم قطعا اگر شرکت نکنم سالهای آینده افسوس خواهم خورد که چرا وقتی توانش رو داشتم این کار رو نکردم ولی اگر ارشد بگیرم و به کارم نیاد نهایتش اینه که ۲۰ تا کتاب هرچند نه چندان قوی و مفید بیشتر خوندم اگرم استفاده شد که چه عالی!
            خیلی ممنونم از راهنمایی صادقانه و دلسوزانتون 🙂
            سایت خیلی عالی و دلنشینی دارید و تقریبا همه اش رو خوندم 🙂

  14. بنده خدا

    کلا تو این مملکت ادامه تحصیل به درد نمیخوره ولی چاره ی دیگه ای هم نیست الان ببینید چه بلایی سر رشته های مهندسی و علوم انسانی اومده !به لطف پیام نور و علمی کاربردی و آزاد و مجازی و بین الملل و غیر انتفاعی و اینجور دانشگاهها الان از هر کوی و برزن داره مهندس و حقوقدان و روانشناس و کارشناس مدیریت غیره میباره.دولت هم برای اینکه معظل بیکاری رو چند سال به تاخیر بندازه از این امر استقبال میکنه و نتیجه اش این میشه که ما از ایالات متحده بیشتر مهندس داریم!میری باهزار تا بدبختی و تحمل غربت و اینا یه لیسانس میگیری میای منتظر میشینی که یه سازمان دولتی با کسری بودجه مواجه بشه بیاد یه آزمونی برگزار کنه از هر داوطلب هم صد هزارتومن پول ثبت نام بگیره یه آزمون استخدامی بزنه هزار تا نیرو بخواد و صد هزار نفر شرکت کنن و نهایتا هم اقوام کارمندای اون سازمان استخدام بشن و بقیه برن پی کارشون!لیسانسیه ها هم که چند بار تو آزمونای مختلف شکست میخورنن میبینن راهی جز ادامه تحصیل نیست تا بلکه در آینده فرجی بشه بتونن هیئت علمی ای چیزی بشن ولی زهی خیال باطل !دانشگاه غیر انتفاعی شورآباد هم دانشجوی دکتری میپذیره و حجم فارغ التحصیلان دکتری به صورت تصاعدی میره بالا و مدرک دکتری هم اینجوری خز میشه .وقتی جوان مملکت به این مرحله میرسه و با مدرک دکتری بیکار میمونه یا مجبوره حداکثر بره جایی با ساعتی ده هزارتومن حق التدریس درس بده که حقوقش حتی کفاف بنزینش رو نمیده سرخورده میشه و درحالی که به مرز ۳۵-۴۰ سالگی رسید میفهمه که دوسوم از عمرش رفته و هیچ کاره ای نشده هزار تومن سرمایه هم نداره اینجاست که به این نتیجه میرسه که از اول باید میرفته علوم تجربی میخونده و دکتر میشده به این ترتیب تب دکتر شدن در جامعه بالا میگیره و یهو هفتصد هزار نفر روی میارن به سمت کنکور تجربی درحالی که حداکثر دو سه هزار نفرشون دکتر میشن و بقیه معطل اند .اینجاست که جوان بخت برگشته ما برمیکرده سر خونه اول با حدود چهل سال سن که دیگه سن استخدام رو هم رد کرده و هیچ امیدی به آینده نداره و مجبوره بره مسافرکشی و اینطوری گند زده شده به تحصیلات تکمیلی!!!
    نتیجه اخلاقی اینکه همین لیسانس از سرمون هم زیاده الکی به امید بهتر شدن وضعیت نباید پناه ببریم به ارشد و دکتری

  15. پریسا

    سلام سایت بسیار پرمحتوایی دارید.من ۲۴سالمه و سال۹۶ از رشته حسابداری و از دانشگاه پیام نور فارغ التحصیل شدم و مدرک کارشناسی رو گرفتم و به تازگی تو یه دانشگاه علمی کاربردی مسئولیت حسابداری رو قبول کردم اما در واقع هیچی از کار حسابداری رو بلد نیستم چون متاسفانه در دانشگاه هیچ مهارت کاربردی رو بهمون آموزش ندادن، اینطوربگم که حتی ما دفاتر روزنامه و اینارو هم از نزدیک ندیدیم.حالا موندم چیکار کنم. دلمم نمیخواد از کارم انصراف بدم.ب نظرتون هیچ راهکاری وجود داره؟ اصلا امیدی به ادامه کارم هست؟لطفا اگ شخص،سایت،کانال،گروه یا هرجای دیگ ای که میدونید میتونه کمکم کنه رو بهم معرفی کنید.به شدت به کمکتون نیازدارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *