شغل مناسب من چیست؟ (بر مبنای مدلی سه‌گانه برای انتخاب شغل)

چگونه شغل مناسب خودمان را پیدا کنیم

چه شغلی انتخاب کنم؟ شغل مناسب من چیست؟ برای انتخاب شغل آینده‌ام باید چه معیارهایی را درنظر بگیرم؟

اینها سوالاتی است که همۀ ما به نوعی در برهه‌های مختلف سنی با آنها سروکار داشته‌ایم. وجود انواع تست علاقه شغلی و تست شخصیت شغلی و مراجعین متعدد به این تست‌ها هم نشان از جدی بودن این دغدغه در بین ما دارد.

در این نوشته نمیخواهم در مورد این تست‌ها و دقت آنها در پیدا کردن شغل مناسب حرف بزنم. اما در این مورد مطالبی در ذهن داشتم که تصمیم گرفتم اینجا مکتوبشان کنم.

در مورد انتخاب شغل مناسب و معیارهای انتخاب شغل قائل به سه‌گانه‎‌‌ای هستم:

  • علاقه
  • مهارت
  • نیازِ بازار

بنظرم برای انتخاب شغل مناسب و کنکاش درباره شغل آینده باید به هر سۀ این موارد توجه کنیم و عدم توجه به هریک از این سه معیار انتخاب شغل، آسیب‌هایی را به همراه دارد که در مورد آنها در ادامه خواهم نوشت.

نقش علاقه در انتخاب شغل مناسب

از قدیم الایام این تعابیر در مورد انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغل را بارها شنیده‌ایم که: “دنبال شغلی/رشته‌ای برو که به آن علاقه داری”. اینکه «کاری که به آن علاقه داریم را با کیفیت بهتری انجام خواهیم داد»، واقعیتی انکارناپذیر است.

در این مورد چند نکته به ذهنم میرسد:

۱

برداشتِ ما از چیزی که به آن علاقه داریم ممکن است با آنچه که در مقام عمل تجربه می‌کنیم مطابق نباشد. مثلا من فرض میکنم که از “معلمی” خوشم می آید ولی بعد که “معلمی” را تجربه میکنم، می‌بینم این، آنی نبوده که من میخواستم؛ یا فلان فاکتور را در این شغل و علاقه‌ای که به آن برای خودم متصور بودم لحاظ نکرده بودم.

یادم هست اوایل سال پیش‌دانشگاهی بودم. فقط میدانستم که از حل کردن مسائل ریاضی و فیزیک لذت بسیار زیادی می‌برم، یادم هست سوالات المپیادهای ریاضی و فیزیک و کامپیوتر هم چالش بسیار جذابی برایم بودند.

نمیدانستم رشتۀ دانشگاهی چیست؟ اصلا مهندس برق و مکانیک قرار است چه کاری بکنند؟

در آن سن، درکِ من از دنیایِ بعد از دانشگاه و مهندس شدن بسیار کم بود.

در آن سالها، انگار قرار هم نبود کسی که دستش به این دو رشته میرسد، رشته‌ای غیر از این دو را انتخاب کند.

یک بندۀ خدایی در همان روزها از راه رسید و نمیدانم (یادم رفته!) با چه استدلالی به من ثابت کرد که بله، برای من مکانیک مناسب است و برق مناسب نیست و این چنین بود که فهمیدم به مکانیک علاقه دارم!

یادم هست تا سالها بعد از شروعِ دانشجویی هم، با اطمینان بالای منبر میرفتم و از علاقۀ وافرم به مهندسی مکانیک میگفتم. اما  هرچه گذشت از گرمای این خطبه‌های شورانگیز کاسته شد.

حالا که فکر میکنم، می‌بینم من اصلا به صورت جدی دنبال این نبودم که واقعا به چه شغلی علاقه دارم؟ انگار این مسئله نباید زیاد دغدغه ما می‌بود؛ یا اگر هم دغدغه بود مجبور به انتخاب از بین گزینه‌های موجود بودیم. در این مورد، درد و دل زیاد است که برخی از آنها را قبلا در مطلبی مستقل نوشته‌ام:

آینده شغلی و بازار کار : ریاضی یا تجربی؟ (ده نکته در مورد انتخاب رشته و حرفهای مرتبط)

اصلا من چه میدانستم علاقه به شغل چیست؟ چه میدانستم شغل مورد علاقه به چه شغلی میگویند؟

چه میدانستم مهندس مکانیک قرار است چه کاری انجام دهد؟

بگذریم.

بد نیست ماجرای یکی از دوستانم را هم بیان کنم. دوستی داشتم در همان سالها که بعد از سه سالی که دانش آموز رشته ریاضی بود تغییر رشته داد و با هدف پزشک شدن در کنکور تجربی شرکت کرد. یادم هست آن سالها خیلی هم از علاقۀ خودش به پزشکی برای شغل آینده‌اش میگفت.

پزشکی قبول شد. در سالهای بعد با من دردودل میکرد که من فقط از پزشکی همان امضا کردن و نسخه نوشتنش را دوست داشتم و حالم از این درسهایی که دارم میخوانم بهم میخورد.

از بیان این تجربیات شخصی به چه میخواهم برسم؟

میخواهم به اینجا برسم که پیش از ابراز علاقه به یک شغل، برویم و در مورد جنبه‌های مختلف آن شغل تحقیق کنیم و فرای تعاریف اولیۀ یک شغل، از واقعیت‌های آن مطلع شویم. حتما با آدمهایی که این شغل را برای سالها تجربه کرده‌اند حرف بزنیم. جنبه‌های مگوی شغلشان را از آنها بپرسیم. از سختی‌های آن شغل‌ مطلع شویم.

ببینیم آیا این تصوری که ما از آن شغل داریم، واقعی است؟

بعد که تمامی واقعیت‌های آن شغل را دانستیم، خودمان را در حالی که به آن پیشه مشغولیم تصور کنیم. آیا راضی‌کننده است؟

فکر میکنم علاقه‌ای که در پی این شناخت و تصورِ خودمان در آن شغل احساس میکنیم، قابل استنادتر از آن علاقۀ خامِ اولیه است.

۲

نکتۀ دیگری که در مورد علاقه به شغل به ذهنم میرسد این است که علاقۀ ما به شغل‌ها طیف دارد و چنین نیست که ما فقط به یک شغل به صورت صددرصدی علاقه داشته باشیم و به صورت صفردرصدی از سایر شغل‌ها متنفر باشیم!

این هم واقعیتی است که حتما باید در انتخابهایمان لحاظش کنیم. این چنین نیست که کسی تنها علاقه‌مند به آشپزی باشد و به هیچ شغل دیگری علاقه نداشته باشد.

ما با طیفی روبرو هستیم که عددی بین صفر و یک است. با درنظر گرفتن این واقعیت و با لحاظ کردن دو عامل مهم دیگر در انتخاب شغل، میتوانیم انتخاب شغلی بهتری داشته باشیم.

تاثیر مهارت در آینده شغلی

مهارت، توانایی انجام دادن یک کار است. در مورد نقش مهارت در انتخاب شغل:

۱

مهارت‌ها ما را در شغل‌هایمان متمایز میکنند. در سالهای اخیر، در بازار کارِ ایران، یکی از گلایه‌های کارفرمایان و صاحبان کسب و کار، ضعفِ شدید نیروی کارِ ماهر است.

هرچه ما مهارت‌های لازم برای یک شغل را بیشتر داشته باشیم، بهتر میتوانیم شغل مناسب برای خودمان را انتخاب کنیم. اگر تصور میکنیم به شغلی علاقه داریم، حتما و حتما برویم و مهارتهای لازم برای آن شغل را کسب کنیم.

برای دانستن مهارت‌های لازم در مورد هر شغل، قبلا سایتی را معرفی کرده‌ام که میتوانید به آن سر بزنید.

معرفی یک شغل به همراه معرفی یک سایت برای کاریابی

۲

بنظرم وقتی در مورد مهارت حرف میزنیم، باید پای استعداد را هم وسط بیاوریم. طبیعتا بهتر است در زمینه‌ای سعی در بهبود مهارتهایمان بکنیم که استعداد بیشتری در آن داریم.

وقتی در زمینه‌ای استعداد داریم، سریعتر در آن بامهارت خواهیم شد. منطقی است که برای کسب مهارت، به سراغ همین زمینه‌ها برویم تا با گذاشتن وقت کمتر، خروجی بهتری بگیریم.

فکر نکنم کسی به این مورد شک داشته باشد که استعدادها در ما انسانها متفاوت است و هرکس در زمینۀ/زمینه‌های خاصی صاحب استعداد است.

برای شناخت بهتر از استعدادهای خودمان میتوانیم به سراغ مدلهایی برویم که در مورد استعدادیابی وجود دارند. سایت وزین متمم، درسهای بسیار مفیدی در مورد استعدادیابی دارد که میتوانید از لینک زیر به آنها دسترسی داشته باشید:

دوره استعدادیابی در سایت وزین متمم

۳

تا جایی که من فهمیده‌ام، علاقه و توانایی به شدت روی هم تاثیر می‌گذارند و شما به چیزی که در آن تواناتر باشید، ممکن است علاقه‌مند هم بشوید.

برای کسب مهارت و توانا شدن در یک زمینه هم نیاز به تلاش داریم. در جامعۀ امروز ما که آدمها چندان اهل تلاش کردن نیستند، سرسختی میتواند نقطه تمایز بسیار بزرگی برای ما باشد و منجر به یادگیری مهارت‌های مختلف و انتخاب شغل بهتر شود.

در مورد سرسختی پیشنهاد میکنم مطلب زیر را که شامل معرفی کتابی در همین مورد هم هست بخوانید:

زنده باد سرسختی

مطالعه بیشتر در مورد مهارت از سایت وزین متمم

در مورد رابطه علاقه و مهارت پیشنهاد میکنم این مطلب از صدرا را بخوانید:

ندای قلبت را دنبال کن یا چی؟

نیاز بازار در مورد شغل چیست؟

۱

باید پاهایمان را روی زمین بگذاریم. اینکه به شغلی علاقه داشته باشیم که نیازی در بازار کار برای آن نیست، مسئله را برای ما بسیار سخت خواهد کرد. نمیتوانیم این واقعیت را کتمان کنیم که صرفِ علاقه و مهارت برای یک انتخاب شغل مناسب کافی نیست.

بر این اساس باید همیشه یک نگاهمان به روندهای شغلی و نیازهای بازار کار باشد، تشخیص دهیم که امروزه بیشتر به چه شغلهایی نیاز است و ببینیم کدام‌یک از این شغلها در راستای علاقه و توانایی ما قرار دارد و بر این اساس به انتخاب شغل آینده برای خودمان بپردازیم.

وقتی در شغلی، جمعیت نیروی توانا زیاد است و در عوض، نیازِ یازار کار برای آن شغل به آن میزان نیست. طبیعتا باید انتظار داشته باشیم که قیمتِ این توانایی پایین باشد.

چون قصد دارم به زودی مطلبی مستقل در مورد عرضه و تقاضا در بازار کار (با نگاه به بازار کار مهندسی) بنویسم، توضیحات بیشتر در این خصوص را به همان مطلب موکول میکنم.

۲

از طرف دیگر، ما آدمها با معنا دادن به زندگی دیگران، به زندگی خودمان هم معنا میدهیم. این توجه به نیازِ بازارِ کار از این جنبه هم بسیار مهم است. وقتی ما شغلی داشته باشیم که نیازی حقیقی از دیگران را رفع کنیم، حس بسیار بهتری خواهیم داشت.

بنظرم نباید این جنبۀ بسیار مهم را در معیارهای انتخاب شغل فراموش کنیم.

برای انتخاب شغل مناسب چگونه این سه مورد  را به هم ربط دهیم؟

۱

من به شدت طرفدار عملگرایی هستم.

در مورد علاقه، میتوانیم با تجربه کردنِ عملیِ یک شغل، بفهمیم که علاقۀ ما به آن شغل در کجای آن طیفی قرار دارد که قبلا در موردش توضیح دادم.

در مورد مهارت، با تجربه کردنِ عملی محیط کار، میتوانیم از یادگیری حین عمل بهره‌مند شویم و مطمئن باشیم که مهارت لازم برای آن شغل را در عمل یاد گرفته‌ایم.

در مورد نیاز بازار کار، با تجربۀ عملی آن شغل، میتوانیم با چالش‌های واقعی آن شغل بیشتر آشنا شویم و ببینیم که افرادی که این شغلِ خاص را دارند، چه جایگاهی دارند و چقدر نیاز به آن در بازار کار وجود دارد.

من اگر دوباره برگردم به سالهای دوره کارشناسیم، حتی یک روز را هم برای تجربۀ عملی در یک شغل واقعی از دست نخواهم داد. میزان یادگیری بسیار زیاد خواهد بود و چه دورانی بهتر از آن دوران برای این یادگیری. دورانی که خانواده و جامعه انتظاری از ما ندارند و با برچسب دانشجو میتوانیم تجربه‌های مختلفی را کسب کنیم و زیر تیغ انتقاد آنها هم نباشیم.

از طرفی مسئولیتِ چندانی در این دوران نداریم و میتوانیم با خیالِ راحت‌تر و بدون دغدغۀ مالی کمتر، حتی کارآموزی کنیم و توشه‌ای پر از تجربه با خودمان به سالهای بعد ببریم. سالهایی که این مسئولیتِ کم و نبود توقع از جانب خانواده و جامعه دیگر وجود ندارد.

خلاصه آنکه بنظرم جدای از حرف‌ها و استدلالات روی کاغذ، جدای از همه تست‌های استعداد شغلی و شخصیت شغلی، حداکثر تلاشمان را برای تجربه کردن محیط‌های مختلف شغلی و کنکاش برای پیدا کردن شغل مناسب بکنیم.

۲

برای آشنایی با شغل‌های مختلف، داستانهای زندگی آدمها را بشنویم؛ و ببینیم آنها چه کارهایی کرده‌اند. در مورد شکست‌های آدمها بخوانیم.

این داستان‌های واقعی میتوانند الهام‌بخش ما باشند و دید ما را نسبت به سه‌گانه‌ای که در مورد انتخاب شغل مناسب گفتم، باز کنند.

من در یکی از قسمت‌های سری “یک چیز خوب” برنامه‌ای اینترنتی را معرفی کرده‌ام که با صاحبان کسب و کارهای اینترنتی مصاحبه میکند، اگر علاقه‌مند به این حوزه هستید، شاید بد نباشد به این برنامه سری بزنید:

یک چیز خوب، قسمت دوم: برنامه‌ای اختصاصی برای کسب و کارهای اینترنتی؛ “کلید”

(سری “یک چیز خوب” را به صورت اختصاصی برای اعضای خبرنامۀ سایت تهیه میکنم. با عضویت در این خبرنامه میتوانید، هر هفته یک قسمت از این سری را در اینباکسِ ایمیلتان دریافت کنید.)

۳

به مدد پیشرفت تکنولوژی در سالهای اخیر، امکان پیدا کردن شغل مناسب بیشتر از سالهای قبل شده، میتوانیم به دوگانۀ کار و زندگی پایان دهیم و بخشی از وقتمان را به کار نفروشیم تا در وقتِ باقی، زندگی کنیم. میتوانیم شغلمان را زندگی کنیم.

در این خصوص، مطالبی با عنوان سری کارنکن نوشته‌ام که پیشنهاد میکنم آنها را در خصوص انتخاب شغلِ مناسب مطالعه کنید:

کارنکن

۴

بنظرم سه‌گانه‌ای که در مورد آن حرف زدم، یعنی علاقه، مهارت و نیاز بازار کار، از یکدیگر مستقل نیستند. باید هر سه مورد را به صورت همزمان برای انتخاب شغل آینده‌ لحاظ کنیم. این سه مورد بر یکدیگر تاثیر هم میگذارند.

وقتی شغلی ارزش آفرین داشته باشیم که نیاز آن هم در بازار کار زیاد است و ما درآمد خوبی هم از آن داریم، طبعا احتمالِ علاقه‌مندی به آن شغل هم بیشتر خواهد بود. نمیگویم تنها به کسب درآمد از یک شغل توجه کنیم، اما این یک واقعیت است که میزان درآمد، فاکتور مهمی در انتخاب شغل مناسب است.

به همین ترتیب برای این شغل، انگیزۀ بیشتری هم خواهیم داشت که مهارت‌های لازم برای آن را کسب کنیم.

در مورد ربط علاقه و مهارت هم در جای خودش عرض کردم و دیگر روده‌درازی نمی‌کنم.خلاصه حرفم این است که برای انتخاب شغل مناسب، حواسمان به هر سۀ این فاکتورها باشد.

امیدوارم برای کسب درآمد، مشغول به فعالیتی باشید که حس کارنکردن را در آن تجربه کنید. شغلی که به آن علاقه دارید، مهارت‌های لازم برای آن را دارید و این شغل، نیازی مهم از جامعه را رفع میکند و ارزش‌آفرین است.

پس‌نوشت

اگر قرار بود، به مفاهیمِ مطرح شده در این متن، با دقت بیشتری پرداخته شود، باید این نوشته خیلی طولانی‌تر میشد.

صرفا خواستم در این مورد، چارچوب کلی آنچه در ذهن داشتم را برون‌ریزی کنم. امیدوارم در آینده به این مفاهیم برگردم و بعد از مطالعۀ بیشتر در این حوزه، باز هم در این مورد بنویسم.


شما هم می‌توانید داستان کارنکن خودتان را بسازید، روی لینک زیر کلیک کنید:

نقشه راه کارنکن

شغل مناسب من چیست؟ (بر مبنای مدلی سه‌گانه برای انتخاب شغل)
۳٫۹۴ (۷۸٫۸۲%) ۱۷ votes

دیدگاه ها

  1. شبنم

    سلام امین جان عالی بود
    علاقه من: مدیریت بازرگانی . صدا و سیما. امور فرهنگی سفارت اینو امتحان کردم ولی اینکه استخدام بشی و در این زمینه ها کار پیدا کنی بحث دیگست . رفتن به خارج.
    مهارت های لازم در زمینه مدیریت بازرگانی اشنایی با ۲ زبان حداقل. روابط عمومی بالا. اشنایی با مذاکره و فن بیان
    صدا و سیما: در ایران خودمون دقیق نمیدونم چون بیشتر با رابطه داره پیش میره فکر کنم بستگی به شانسم داره
    رفتن به خارج . مدارک زبان انگلیسی و فر انسه و رشته های مورد نظر کانادا یا کبک را در مقطع ارشد بخونم که اینطور که تحقیق کردم مدیریت بازرگانی بهتره
    استعداد درونی خودم: روابط عمومی بالا. جذب سریع ادمها. خود را با شرایط وفق دادن . ولی هنوز اطلاعاتم ناقصه
    نیاز بازار را واقعا نمیدونم ولی اینو میدونم برای رشته های پزشکی و زیر گروه ها در هر جایی کار هست.
    ممنون میشم اگر اطلاعاتی در زمینه بازار کار و نیاز بازار هست راهنماییم کنین

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام بر شبنم عزیز
      راستش در مورد بازار کارِ زمینه‌ای که گفتی من اطلاع چندانی ندارم. اما در مورد “شانس” قبلا یه چیزایی نوشتم که شاید دوست داشته باشی بخونیشون:
      سهم شانس در به نتیجه رسیدن تلاشهایمان
      در مورد استعدادهات هم اگر خواستی اطلاعاتت رو تکمیل کنی، پیشنهادم اینه که به درسهای استعدادیابی سایت متمم که لینکش رو توی متن دادم حتما سر بزنی.
      یه مطلبی هم در مورد تصمیم‌گیری و نقش مشاور در این زمینه نوشتم که اونم شاید خوندنش بد نباشه:
      تصمیم گیری (۱): چیزهایی در مورد فرایند اتخاذ تصمیم
      امیدوارم از وقت احتمالی‌ای که برای خوندن این مطالب میذاری احساس پشیمونی نکنی.

  2. Pingback: رادیو کارنکن، قسمت اول: گفتگو با سلمان قاسمی - امین آرامش

  3. Pingback: رادیو کارنکن، قسمت دوم: گفتگو با احسان عظیم‌زاده - امین آرامش

  4. مولود

    سلام خیلی حرفاتون خوب بود…من خیلی به رشته عمران علاقه دارم‌‌ ..ولی واقعا نمیدونم ک در عمل هم همین علاقه رو دارم یا نه..متاسفانه اطرافیانم عمرانو واسه دختر مناسب نمیبینن (واقعا تاسف داره ک حتی یه مشاوری..ک بماند خیلی هم معروف بود..میگف واسه شما دخترا اصلا فایده نداره..نهایتش بتونید یه پروژه بگیرید با ۴تا کارگر افغانی کار کنید!! و اصرار خودشم روی مهندسی نفت و شیمی بود)البته یه عده زیادی هم ک اصلا رشته ریاضی رو واسه دخترا مناسب نمیبینن..منم وقتی خواستی ریاضی بخونم..همه میگفتن باید تجربی میخوندی!!!واقعا خیلی شرایط برام سخت شده نمیدونم ک میخوام چه رشته ای بخونم..از طرفی هم خیلی درامدش واسم مهمه.اما خب توی این سایتا هر چی میگردم میرسم به بازیگری و دندون پزشکی و داروسازی و کارای اینترنتی!!!خودم به معماری عمران (البته با یه مهندس عمران حرف زدم خیلی تشویقم کرد) و صنایع علاقه دارم(البته عملیشو نمیدونم)..میشه لطفا راجب بازار کارشون یکم راهنماییم کنید چووون خیلی برام مهمه

    1. نویسنده
      پست
    2. ابوالفضل

      سلام.ببین آبجی، منم امسال کنکور ریاضی میدم. اگه علاقه و استعدادت تو ریاضی و فیزیک، بیشتر از زیست و شیمی هست، که اصلا شک نکن که انتخاب رشته ریاضی، انتخاب درستی بوده .
      فارغ از این که رشته تجربی بسیییییااااار شلوغه و احتمال پزشک شدن توش کمه
      اگر به عمران و معماری علاقه داری، فقط و فقط و فقط! از کسی که الان دانشجوئه یا الان داره کار می کنه اطلاعات کسب کن و به حرف هیشکی، حتی خانواده و نزدیک ترین دوستات تو انتخاب رشته دانشگاهت توجه زیادی نکن.حرف های معلم و مشاور و پشتیبان رو که اصلا به حساب نیار.
      اگه تو ریاضیات و فیزیک بلدی ، نه این که بلدِ بلد باشی، فقط این که گنگ نباشی کافیه،
      و علاقه هم داری،
      فقط میمونه کسب مهارت که فقط فقط فقط از کسی که الان صاحب شغله سوال کن

      امیدوارم تونسته باشم یکم از دغدغه ذهنیت رو کم کرده باشم و آرامشت رو برای کنکور بیشتر کرده باشم.

      ببخشید که پر حرفی کردم

  5. فرهاد26

    سلام خدمت آقای ارامش.واقعا سایتت ادمو ب ارامش میرسونه.داداش به نظرت من چکار کنم.مطالب ساییتو خوندم من ۲۶ سالمه و شغلم ازاده(قفل و کلید خودرو و منزل)با توجه به بازار درامد زیادی نداره و منم حقیقتش زیاد علاقه ای ندارم.درسمم تا مقطع فوق دیپلم خوندم.علاقه ب بورس دارم ولی خب شغل اول و کاملی ب شمار نمیاد.نمیدونم چکار کنم.نمیدونم استعدادم چیه و باید چکار کرد.فقط میدونم از شغلم راضی نیستم گم شدم.چه راهکار و کمکی داداش از دستت بر میاد.موندم رو هوا.

    1. نویسنده
      پست
  6. Tara.K.M

    سلام
    من ۱۳ ساله هستم و دانش آموز مدرسه تیزهوشان کلاس هفتم.
    همه ی همکلاسی هایم یک هدف مشخص دارند
    اما من نمیدانم که برای چه درس میخونم.
    لطفا کمکم کنید برای انتخاب شغل آینده ام.
    من iQ ام ۱۱۸ است میدونم باهوش نیستم
    ولی خیلی درس میخونم و معدل نوبت اولم ۱۹.۷۹ شد تو مدرسه تیزهوشان.
    این معدل تو مدرسه تیزهوشان خیلی با مدرسه عادی فرق داره.

    1. نویسنده
      پست
  7. Pingback: رضایت شغلی چیست؟ 3 فاکتور مهم رضایت شغلی - دانلود پرسشنامه رایگان رضایت شغلی

  8. Pingback: چگونه تغییر شغل دهیم؟ (به همراه نقشه راه تغییر شغل) - امین آرامش

  9. Pingback: از کارم بدم میاد چیکار کنم؟ 4 نکته برای رهایی از نارضایتی شغلی - امین آرامش

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام ابوالفضل
      سوالت رو یکم واضحتر بگو: بازار کارش در مقایسه با چی چطوره؟
      اگر در مقایسه با سایر مهندسین بخوابیم بگیم، فکر کنم به صورت میانگین اوضاع برنامه‌نویس‌ها بهتر از سایر رشته‌های مهندسیه.
      و البته برای یاد گرفتن مهارت برنامه‌نویسی هم لزومی نداره حتما در دانشگاه درسش رو خونده باشی.

  10. امین

    سلام و عرض ادب و ممنون از سایت خوبتون
    من ۲۳سالمه و حدودا ۳ماه دیگه لیسانسمو میگیرم. رشته ی مدیریت صنعتی میخونم اما علاقه چندانی ندارم. و برای عقب افتادن خدمت سربازی و دلایل دیگه ای اومدم دانشگاه! هنوزم که هنوزه نتونستم مسیرمو پیداکنم و از صبح تاشب بیکار میگردم. علاقه کمی به کامپیوتر دارم ولی چون در هنرستان درس نخوندم نتونستم این رشته رو بزنم (رشته انسانی بودم). درضمن اینکه میگن ببین علاقت به چیه هرچی فکرمیکنم نمیدونم علاقه چی هست اصلا یا من چیو دوست دارم! همچنین به تازگی با بورس آشناشدم که از اون بدم نیومد. اما در پیداکردن یه شغل رسمی و ثابت موندم. واقعا نمیدونم باید چیکارکنم. هیچ سرمایه ای هم ندارم. خواهش میکنم منو راهنمایی کنید

    1. نویسنده
      پست
  11. مهلا

    سلام اقای ارامش
    واقعاممنون بابت وقتی که می زارین من سال اخرتجربی هستم وبه اجبارخانوادم این رشته روانتخاب کردم ومشکلاتی مشابه دوست عزیزمون(مولود)دارم.اخه خودم
    رشته عمران یامعماری می خواستم ولی ازاون جایی که ازنظرخانوادم رشته ی خوبی برای دخترانیست نزاشتن برم ریاضی هرچنداگه انتخاب رشتم دست خودم بودمی رفتم هنرستان معماری می خوندم (البته شهرمن شهرکوچیکیه که حتی دیدخوبی نسبت به بچه های هنرستان ندارن میگن هرکی نتونسته درس بخونه رفته هنرستانوازاین حرفاکه واقعاناراحتم می کنه )ومشکل اصلیه من:دوماه کم ترتاکنکورمونده ومی دونم اگه امسال اونی که خانوادم می خوان نیارم مجبورم می کنن یه سال دیگه بمونم اینکه قراره تااخرعمرکاری که دوست ندارم انجام بدم کابوس شبای منه ولی من حتی جرات مخالفت هم ندارم چون می دونم قرارنیست هیچ نتیجه ای داشته باشه شدیدابه راهنمایی تون نیازدارم

  12. فاطمه

    سلام من کلاس هشتم هستم وسال بعد هم میخوام انتخاب رشته کنم واقعا موندم که تجربی انتخاب کنم یا ریاضی همه میگن تجربی خیلی شرکت کننده زیاده و رقیبا سخت .
    میگن که خیلی درساش سخته
    و بعضی ها هم میگن ریاضی تو ایران موقعیت شغلی نداره .وقتی بهشون میگم قصد من اینه که از ایران برم مسخره ام میکنن واقعا نمیدونم چه رشته ای انتخاب کنم و معدل پارسالم هم ۲۰ بود
    من نه میتونم رشته مثل تجربی رو انتخاب کنم که شغل کمی واسش وجود داره نه ریاضی رو که موقعیت شغلی نداره و اینکه از جفتشون خوشم میاد تجربی واسه اینکه بهت میگن دکتر و اینکه میتونی جون ادما رو نجات بدی .ریاضی هم به خاطر اینکه اگر من بخام برم خارج اونجا موقعیت شغلی ریاضی خیلی خوبه
    خانواده ام با هیچ کدوم مشکلی ندارن
    ممنون اگر راهنماییم کنین

    1. نویسنده
      پست
  13. میلاد

    سلام خدمت اقای ارامش و دوستان
    من هنرستانمو مکانیک خوندم به اجبار خانواده و اینکه خودمم نمیدونسم کلا چه رشته ای برم و اصن هم فکر نمیکردم دلم برا درس تنگ بشه بعد دیپلم که بخوام برم دانشگاه حالا تا فوق دیپلم خوندم ولی تو کارورزی فهمیدم واقعا برا اینکار ساخته نشدم اصلا اچارا تو ذهنم نمیمونه اصلا روش تعمیر تو ذهنم نمیمونه و حتی یه تایر هم نمیتونم بلند کنم چون از لحاظ جسمانی ضعیفم کلا از ۱۰سالگی شروع به دیدن و شنیدن اهنگایه خارجی کردم بعد چند سال تقریبا ۱۵ساله که بودم گفتم خب چرا اونارو حفظ نکنم تا بیشتر ازشون لذت ببرم ازون وقت به بعد شروع کردم به حفظ کردنشون که همین مسعله باعث شد به انگلیسی علاقه مند بشم الان همه اهنگام انگلیسیه رمان انگلیسی میخونم همه فیلمای انگلیسی رو میبینم و حتی برا اینکه بیشتر لذت ببرم با چندتا سرچ تو یوتیوب تونستم تو ۲هفته بدون هیچ کلاس رفتنی انگلیسی پیوسته رو خیلی روان یاد بگیرم حالا علاقم به رشته گردشگریه حتی عزمم رو جذب کردم که ایشالا تا ۳۰سالگی۵تا زبان خارجی رو بلد بشم ولی از هر هتلی پرسیدم(هتل عباسی اصفهان،هتل اسمان،و….)حتی فرودگاه هم رفتم گفتن نرو چون هرسال وضعیت گردشگری افتضاح تره قبل میشه بعد از یکی از اساتید دانشگاهم پرسیدم گفت الان رشته گردشگری تو بورسه و فلانو اینا بعد رفتم دانشگاها برا تحقیق که دانشگاه هنر اصفهان که تنها دانشگاهیه که رشته گردشگریو داره گفت برو دفترچه بگیر برو کنکور بده تا ببینیم چی میشه حالا رفتم امروز کافی نتی گفت ۲۹اردیبهشت دفترچها تموم شده و میره سال دیگه یعنی وقتی اینو گفت میخواستم قید هرچی پیشرفت هس رو بزنم اعصابم بهم ریخت چون تمام برنامه ریزی هام برا اینده یک سال دیرتر میشد تازه اگه هم مشمول خدمت بشم که میشه بالا۳سال حالا شرایطم بحرانیه از یک طرف میخوام با لیسانس برم سربازی از یه طرف دوست ندارم مکانیکو ادامه بدم موندم این یه سالو چیکار کنم که مشمول نشم برنامه دارم که تو این یک سال دوتا زبان و یا حداقل همین انگلیسیو یاد بگیرم چون از یکی شنیدم که یه دانشگاهی تو انگلیس کسایی که ۳زبان بلد باشن رو راه میدن حالا قراره چیکارشون کنن رو نمیدونم ولی اینکه امسالو از سربازی مشمول نشم اولویت اولمه
    خیلی نوشتم ولی خواستم کامل گفته باشم😂😂😂🤝

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام میلادجان
      خوبه که کامل نوشتی. 🙂
      قسمتهای مختلف کارنکن رو خوندی؟
      چندین قسمت از اونها راجع به آدمهای اهل سفر هست.
      با توجه به مهارتهایی که داری، شاید راه های دیگه ای هم برای کسب درآمد و کسب رضایت شغلی باشه که تو هنوز بهشون فکر نکردی.
      این قسمتها رو بخون. بهت ایده میده.
      بازم به اینجا سر بزن و خبر وضعیتت رو بهم بده.
      موفق باشی.
      مخلصم.

  14. مریم

    سلام من یه دختر ۲۶ ساله ام ترم اخر کارشناسی معماری داخلی با معدل ۱۹/۵۰ هیچ کاری برام نیست اصلا خودم گم شدم نمیدونم چی کار کنم چه حرفه ای یاد بگیرم واسه ادامه که بازار کار داشته باشه،من عاشق حیوونام هم همش ناراحتم که چرا اون زمان درسم خوب نبودو نتونستم برم دامپزشکی

    1. نویسنده
      پست
  15. عرفان

    با سلام و عرض ادب خدمت آقا امین آرایش و دوستان
    ببخشید استاد من ۱۶ سالمه و توی انتخاب رشته دچار مشکل شدم
    بین تجربی و ریاضی تردید دارم،
    تجربه ی خودم اینه که درس ریاضی رو باید دبیر خوبی داشته باشم تا بتونم مفاهیم رو درک کنم
    اما علوم تجربی رو با مطالعه درک میکنم،و انصافا به جفتش علاقه دارم،اما یه خورده تجربی برام هیجان بیشتری داره
    از اونجایی که ما منطقه ۳ محسوب میشیم و اصولا دبیر های متخصصی نداریم،ریاضی برام مشکله یه خورده،
    برای مثال پارسال،سال هشتم،دبیر مناسبی نداشتم و خیلی از مباحث رو نمیتونستم بفهمم،و امثال از دبیر جدید یاد گرفتم.

    و اما یه علاقه شدید،و شایدم مهارت دیگه ای که دارم،توی یادگیری زبانه
    زبان انگلیسی رو شاید در حد خودم ماهرم،و همه تست هاشو بخوبی زدم
    ولی بابت آینده شغلیش مطمئن نیستم،آخه جهان داره به سمتی پیش میره
    که کمتر کسی پیدا میشه که زبان انگلیسی رو نفهمه،من فکر میکنم تا ۷-۸ سال آینده
    حتی کلاس های آموزشی زبان هم چیز مسخره و بدرد نخوری به نظر برسه.

    و خب از اونجایی که زبان انگلیسی خودش زیر مجموعه رشته های نظریه
    من نمیدونم کدومیک رو انتخاب کنم!؟ریاضی یا تجربی؟
    نمیدونم تو کدومش راحت تر میتونم به کنکور برسم،و کنکور کدوم آسون تره
    و آینده،کدوم موقعیت های شغلیش بهتره،
    اما من بیشتر از دکتر مهندس شدن زبان انگلیسی ذهنمو مشغول کرده و الانم دارم
    زبان رومانیایی رو در حد ابتدایی یاد میگیرم،
    راستی یه کامنت بالا خوندم که گفته بود من از ۱۵ سالگی آهنگای انگلیسی گوش میدادمو حفظشون میکردم
    خواستم بگم شاید وضعیت الان منم شما رو یاد اون موقع هاتون بندازه :’)

    و راستی آقای آرامش،اگر میشه به ایمیلم یه مِیل بزنید تا باهاتون بیشتر صحبت کنم،
    ممنون میشم پاسخ بدید.

  16. عرفان

    آقای آرامش من یک هفتس منتظر جواب شمام..چرا هیچ نظری نمیدید؟ هر روز دارم به این مطلب سر میزنم،یه چیزی بگید دیگه 😐

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *