رادیو کارنکن، قسمت ششم: گفتگو با شهرزاد پاک گوهر

شما هم موقع ایجاد تغییر در مسیر تحصیلی یا شغلی خودتون درگیر نگاه رو به عقب هستید و نگرانید که اون همه تلاشتون حیف شه؟

توی این قسمت رادیو کارنکن با کسی حرف زدیم که توی دانشگاه مهندسی شیمی خونده، اما الان داره توی حوزه بلاک‌چین کار میکنه.

مهمان این قسمت شهرزاد پاک‌گوهره.

درباره مهاجرت، ادامه تحصیل در مقطع ارشد، تعامل با خانواده وقتی اختلاف نظر وجود داره (که خیلی به نظرم مهمه) و چیزهای مرتبط دیگه حرف زدیم و گفتگوی خیلی خوبی شده به نظرم.

بخش‌های از این گفتگو رو می‌تونید همین‌جا بشنوید:


گفتگوی کامل هم از لینک زیر قابل دریافت است:

دانلود قسمت ششم


مطالب مرتبط:

درباره نگاه رو عقب موقع تصمیم‌گیری این مطلب رو بخونید:

استدلالی سخیف هنگام تصمیم گیری: “حیف نیست حالا که تا اینجا اومدی ولش کنی؟”

درباره لزوم توجه به نیاز بازار کار حرف زدیم، در این مورد این مطلب رو بخونین:

شغل مناسب من چیست؟ (لزوم توجه به علاقه، مهارت و نیاز بازار کار)

درباره اهمیت برخورد با خانواده و اطرافیان موقع گرفتن تصمیم‌های شغلی و تحصیلی حرف زدیم. این دو مطلب رو در این مورد بخونید :

هشت نکته در مورد تعامل با اطرافیان در حین ایجاد تغییر در سبک زندگی

چرا نباید در مورد تصمیم‌هایمان به دیگران توضیح بدهیم؟

درباره ادامه تحصیل در مقطع ارشد این مطلب رو ببینید:

ارشد بخونم یا نه؟

درباره مستند میراث آلبرتا، کانال آپاراتشون رو ببینید:

کانال آپارات مستند میراث آلبرتا

درباره اهمیت اقتصاد حرف زدیم، در این مورد این مطلب رو بخونید (توش لینک کلاس مکتبخونه دکترنیلی هم هست):

چرا باید اقتصاد بدانیم؟

درباره یادگیری و مدل ذهنی یادگیرنده این سه مطلب از محمدرضا شعبانعلی رو بخونید:

چرا یاد نمی‌گیریم (۱)؟

قوانین یادگیری من (۲): ذهن مصداق یاب

درباره یادگیری: قوانین یادگیری من (۳)

درباره اولین شغل این مطلب از سایت وزین متمم رو بخونید:

اولین شغل و توصیه هایی در مورد آن


کانال تلگرام کارنکن

کجا و چگونه «رادیو کارنکن» را بشنویم؟ (راهنمای شنیدن در اپلیکیشن‌های پادکست)


شما هم می‌توانید داستان کارنکن خودتان را بسازید، روی لینک زیر کلیک کنید:

نقشه راه کارنکن

رادیو کارنکن، قسمت ششم: گفتگو با شهرزاد پاک گوهر
۴٫۱۱ (۸۲٫۲۲%) ۹ votes

دیدگاه ها

  1. فرهاد

    سلام.ممنون ازسایت خوبتون.
    ای کاش در کنار اینها میپرسیدید که کسایی ک میخان برن توی این راه و توی این شغلی که ایشون هستند از کجا و چگونه باید برن وچه راههایی رو باید طی کنند.

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      سلام فرهاد
      تمام سعی من توی گفتگو با این آدمها همینه که از جزییات بیشتری بپرسم تا بشه ایده گرفت ازش.
      اما فارغ از این گفتگوها، یک سری معرفی شغل هم قراره به زودی منتشر کنیم که فکر کنم تا حدی جوابگوی سوالت باشه.

    2. شهرزاد پاک‌گوهر

      سلام آقای فرهاد.
      اگر دوست داشتید در صنعت بلاکچین فعالیت کنید، به من پیام بدهید. ایمیل من pakgohar93 در جیمیل هست.
      خوشحال میشم بتونیم با هم همکاری کنیم.

  2. ایمان میرزائی

    واقعا لذت بردم از پادکست، توی دو روز گوشش دادم. مرسی از زحمت‌هایی که هم امین آرامش کشید. امین سبک پادکست‌هات رو خیلی دوست دارم. و هم از شهرزاد پاک‌گوهر تشکر می‌کنم که حالم با شنیدن حرف‌هاش خوب شد.
    می‌گن از هر محتوای آموزنده‌ای فقط یک بخش کوچیک مال ماست. برعکس چیزی که خیلی‌ها فکر می‌کنن که از یک کتاب از یک آدم از یک پادکست یا نوشته باید ۱۰۰٪ اون برات مفید باشه تا ارزش یادگیری داشته باشه.
    رو این حساب، اون «چند دقیقه»ی من این‌جاها بود:
    ۱- از دور نمیشه فهمید چه کاری رو بهتره انجام بدیم، گاهی باید رفت و ناخونک زد و تجربه کرد نه اینکه از دور وایستیم بگیم این هم که دوست ندارم، یا این هم که عملی نیست.
    ۲- در جریان یادگیری دو راه داریم، یکی شروع از پایینه (ریشه‌ی موضوع). یکی هم شروع کردن از بالا است، میشه برای یادگیری از بالا شروع کنیم بیاییم پایین، و از یک دید کلی شروع کنیم. این نوع یادگیری «از بالا به پایین» با یادگیری «از پایین به بالا» فرق می‌کنه و نتایج متفاوتی هم دارن. شهرزاد عزیز ترجیح میده از بالا شروع کنه. من خودم یاد گرفتم اگر بخوایم از پایین شروع کنیم، خیلی میشه پایین‌تر رفت. مثلا اگر من نوعی بخوام از بلاکچین یاد بگیرم و از پایین شروع کنم شاید بهتر باشه اول از درس‌های «علوم رایانه» شروع کنم به یادگیری یا حتی شاید برای یادگیری عمیق‌تر باید از مبدا حیات روی زمین آغاز کنم! اما الان فهمیدم بهتره یادگیری از بالا به سمت پایین رو امتحان کنم. و به قول شهرزاد «مته به خشخاش نذارم».
    امین عزیز یا شهرزاد لطفا اگر جایی اشتباه می‌کنم لطفا توضیح بدین (اگر مقدوره براتون).
    ۳- و سومین نکته هم مهارت آموختن به دیگران بود. اینکه کمتر آدمی هست که در آموختن به دیگران این حس رو منتقل نکنه که داره «منت» میذاره. و هم به دیگران «احساس حقارت» نده. این دوتا در ساختن ارتباطات مهم هست. من توی دومی افتضاحم.

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      مرسی ایمان. این فیدبکها واقعا حال آدم رو خوب میکنه و انگیزه برای ادامه میده. 🙂
      بابت نکته اولت من قبلا یه مطلب مستقل در مورد تغییر شغل نوشتم و بر اهمیت “تجربه کردن” تاکید کردم، شاید دوست داشتی بخونیش:
      چگونه تغییر شغل دهیم؟ (زنده باد تجربه)
      مخلصم

  3. شهرزاد پاک‌گوهر

    ایمان عزیز، در رابطه با نکته دوم، فکر میکنم این موضوع بسیار به این بستگی دارد که در چه زمینه ای و در چه محیطی مشغول به کار هستی. شاید در یک محیط تحقیقاتی آکادمیک و یا تحقیق و توسعه در سازمانهای بزرگ، نیاز باشه شما از در جزئی نگری وارد مسئله بشی، اما در اکثر فرصتهای کاری، هزینه فرصت خیلی سریع به هزینه‌های مالی کسب‌وکار تبدیل میشود. بنابراین شما در عین اینکه باید حواست به رشد پایدار و موفقیت بلندمدت باشه، به دستاوردهای کوتاه‌مدت هم باید فکر کنی و به همین خاطر گاهی اکتفا کردن به کلیات لازمه. ضمن اینکه در کسب‌وکار همیشه باید سعی کنی از هرچیزی که یادمیگری، ارزش خلق کنی، و یا بالعکس، به دنبال یادگیری مواردی بری که بشه ازش پول درآورد. کمالگرایی و وسواس در یادگیری، گاهی باعث میشه ما به ماشینهای ورود اطلاعاتی تبدیل بشیم که خروجی مناسبی ندارند و این در اکثر کسب‌وکارها مناسب نیست.

  4. ایمان میرزائی

    امین عزیز. من اون لینک رو خوندم و یه سری چیز یادداشت کردم. از جمله اینکه بهتره حتی برای انتخاب یک حرفه از کسانی که از پیش از من وارد اون حرفه شدن و از من بسیار جلوتر هستند، از تجربیاتشون با دقت و هوشمندی سوال بپرسم. مرسی از اینها.
    شهرزاد عزیز. از کامنتت یادداشت برداری کردم. امیدوارم توی کوتاه‌مدت هم برام به پول تبدیل بشه. راستش فکر می‌کنم اون‌قدر به دستاوردهای درازمدت فکر کردم که از دستاوردهای کوتاه‌مدت تا حدی غافل شدم. ممنونم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *