هشت نکته در مورد تعامل با اطرافیان در حین ایجاد تغییر در سبک زندگی

فکر میکنم تغییر کردن، از نشانه های انسانِ زنده است. به گمانم کسی که با افتخار از ثابت بودن افکارش در گذرِ زمان میگوید، باید در یکی از دو کلمه عبارتِ فوق، نسبت به خودش شک کند. این تغییر در افکارِ ما آدمها، احتمالا با تغییر در اعمال و سبک زندگیمان هم همراه خواهد بود.

این تغییرات، میتواند شامل بخشهای مختلف زندگی ما باشد، اما مقصود من در نوشته حاضر، بیشتر تغییرات شغلی و رفتن به سمت کارنکردن است. (توضیح بیشتر راجع به عبارت کارنکن از قسمت مربوطه در منوی اصلی سایت قایل دسترس است.) با تصمیم ما بر ایجاد تغییراتی این چنین در زندگیمان، احتمالا با مقاوتهایی از جانب اطرافیانمان مواجه خواهیم شد، چیزهایی در مورد نحوه تعامل با آنها در این مورد به ذهنم میرسد:

۱- در مورد میزان اهمیتی که آدمهای مختلف برایتان دارند تصمیم بگیرید

بی گمان، اهمیت نظر مادرتان نسبت به کاری که میکنید، با نظر فلان آشنایی که سالی یک بار در خاله بازیهای عید او را می بینید، تفاوت زیادی دارد. در اولین قدم تکلیف را با خودتان روشن کنید که هر کدام از آدمها (و به طبع احساسی که نسبت به کار شما دارند) چقدر برای شما مهمند.

۲- آدمهای غیرمهم، بی اهمیت اند!

بنظر بدیهی میرسد، اما در عمل اکثرا به آن توجه نمی کنیم. هیچ دلیلی ندارد خودتان را ملزم بدانید که برای آن فامیل یا آشنایی که سالی یک بار می بینید توضیح دهید که چرا کارتان را وِل کرده اید. چه دلیلی دارد برای چنین آدمی با این درجه از اهمیت توضیح دهید که چرا درستان را رها کرده و رفته اید، پیِ کاسبی. به هیچ جای عالم برنخواهد خورد اگر او راجع به شما هر فکری که میخواهد بکند.

۳- آدمهای مهم، با اهمیت اند!: توضیح روند منجر به تصمیم برای تغییر

حالِ ما آدمها بستگی بسیار زیادی به کیفیت روابطمان دارد. عاقلانه نیست که بخاطر یک تغییرِ در زندگی، رابطه مان با آدمهای مهم زندگیمان را خراب کنیم. پس سرِ فرصت و با حوصله، روندی که طی کرده اید تا به این تصمیم رسیده اید را برای افراد مهم زندگی تان توضیح دهید. به آنها بفهمانید که یک شبه این تصمیم را نگرفته اید. آنها را مطمئن کنید که پشت تصمیمتان، تفکری وجود داشته است.

۴- آدمهای مهم، با اهمیت اند!: دورنمای آینده

برای قدم گذاشتن در مسیرِ جدید، شما نیاز به همکاری اطرافیانتان دارید. پس برای آنها توضیح دهید که در صورت وجود این همکاری، چه آینده ای در پیش خواهد بود. البته یادتان باشد که ترسیم دورنما را بسیار محافظه کارانه انجام دهید و از واژه های دارای قطعیت استفاده نکنید. هیچ کس از فردا خبر ندارد.

بهر حال اگر نزدیکانتان بدانند که شما پیگیر هدفی هستید، راحت تر با شما کنار خواهند آمد.

۵- آدمهای مهم، با اهمیت اند!: عزمتان بر تغییر را در عمل نشان دهید

بسیار مهم است که نزدیکانتان در عمل ببینند که شما در پیمودنِ مسیر جدید، مصمم هستید. اگر امروز کارتان را وِل کنید و از فردا ساعت ۱۰ صبح از خواب بیدار شوید و ادعا کنید که در پِی کار جدید هستید و برنامه ای برای راه اندازی یک استارت آپ خفن دارید، کسی به حرفتان گوش نخواهد داد.

۶- آدمهای مهم، با اهمیت اند!: مرزها را دقیقا مشخص کنید

هرچقدر که موارد بالا را به خوبی رعایت کنید، باز هم نزدیکانتان ناخودآگاه تمایل دارند که شما به سبک زندگی سابق برگردید و “دست از این بازیها بردارید!” بهتر است خط قرمزهای جدیدتان را به صورت شفاف مشخص کنید و تا حد امکان استثنا هم قائل نشوید. مثلا وقتی شما تصمیم گرفته اید به دلیل مشغله کاری، در ماه آینده، دعوت مهمانیِ هیچ کس را قبول نکنید، هنگام توضیح این تصمیم برای نزدیکانتان بر عبارت هیچ کس تاکید کنید.

هرچقدر خطوط قرمز را مبهم تعریف کنید، ظرفیت چانه زنی طرف مقابل را بالا برده اید!

۷- آدمهای مهم، با اهمیت اند!: معجزه زمان را باور کنید

حتی سرسخت ترین نزدیکانتان هم به مرورِ زمان، تغییر شما و سبک زندگی جدیدتان را خواهند پذیرفت. از اعتراضات و سنگ اندازی های اولیه شان دلگیر نشوید، زمان همه چیز را حل میکند.

۸- سختی ها همیشه هست، رویایتان را فراموش نکنید

اگر در این راه، دیدید چند روز گذشته و همه چیز روبراه است، حتما یکی بخوابانید زیر گوشتان، احتمال خواب می بینید! وقتی پا در مسیر جدید میگذارید و سعی در ایجاد تغییر در زندگی تان دارید، همه چیز بر وفق مراد نخواهد بود. مهم این است که شما کم نیاورید.

هشت نکته در مورد تعامل با اطرافیان در حین ایجاد تغییر در سبک زندگی
۴٫۵ (۹۰%) ۲ votes

Comments

  1. سار حق بین

    سلام امین جان
    تغییر بخصوص در کشور ما که حتی از نگاه شش گانه فرهنگی هافستد جزء کشورهای با اجتناب از عدم اطمینان بالا هستیم، بسیار سخت و دشوار است. حتی برای تغییرات کوچک مثلاً در عادات غذایی یا تفریح، کلی باید به دیگران جواب پس بدی چه برسه به تغییرات بزرگ مثلاً در شغل یا مکان زندگی، روابط عاطفی و …
    چیزی که من به تجربه کسب کردم این هست که اگر تا حد زیادی از تصمیمت مطمئنی و به قول معروف با خودت و اون اشخاصی که برات توی تصمیمهات خاص هستند دو دو تا چهار تایی را انجام دادی، باید به سمت خواسته ات بری و کار خودت رو بکنی، با همه حرف و حدیثهایی که می شنوی.
    سالها پیش با فردی اهل کتاب و تفکر، در مورد تغییر صحبت می کردم و ایشان به من یک جمله گفت که همیشه موقع تصمیمهایی که فکر می کنم با مخالفت دیگران روبرو بشم به یادم می آید و اون این بود که :
    توی تغییراتت و اتفاقهایی که خودت قراره در زندگیت رقم بزنی، دوستان و حتی مخالفان تو یک ماه وقتشون رو صرف ماجرای تو می کنند و بعد از اون میرن سراغ سوژه بعدی. پس بهتره که تصمیمت رو عملی کنی.

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      سلام سارای عزیز
      واقعا همینطوره، به غیر از نزدیکانمون هیچ دلیلی نداره که خودمون رو به دیگران پاسخگو بدونیم.
      اینجور مواقع من همیشه میگم باید لحظه مرگ رو تصور کرد، قطعا اون لحظه خودمون رو شماتت خواهیم کرد اگر بخاطر حرف فرد دیگه ای (که حتی به قول اون بنده خدا اصلا تا یه ماه دیگه ما دیگه سوژه اش هم نیستیم!) تصمیمات خودمون رو اجرایی نکنیم و برای خودمون زندگی نکنیم.
      امیدوارم در آستانه تغییر فصل، تغییرات خوبی رو برای خودمون رقم بزنیم و کوچکترین توجهی به حرف مردم نکنیم.
      ممنونم ازت سارا که این نکات خوب رو برام نوشتی.
      مدل هافستد رو هم چیزی در موردش نشنیده بودم و از بابت معرفی اون هم متشکرم.

  2. جواد عزیزان

    امین جان
    واقعیت اش اینه که پاسخ سوال هایم را نمی دانم و برای اینکه بیشتر به ابعاد موضوع تغییربپردازم ازت می پرسم. خوشحال می شم به آنها در زمان مناسب اشون جواب بدی.
    * به نظرت گفت و گو با خودمون چقدر مهمه؟ آیا همین که با خودمون به این نتیجه رسیدیم که تغییر را شروع کنیم، کافیه. آیا لازمه هر روز به خودمون نهیب بزنیم، بازخور بدیم، تشویق اش کنیم و …
    * به نظرت نوشتن رویدادهای احتمالی تغییر در سبک زندگی به صورت سناریو تا چه حدی می تونه به ما کمک کنه؟ به عبارتی، داشتن سناریویی برای تغییر تا چه حد ضروری است؟
    * چگونه بر ترس ناشی از تغییر در شرایط امروزی غلبه کنیم؟ چون به هر حال هر اقدامی که به تغییر منجر بشه، مستلزم پرداخت هزینه هایی برای هریک از ماست.
    * چگونه با خیال راحت از منطقه امن خود (Comfort Zone) بیرون بیاییم؟
    * برای اینکه تغییر کنیم آیا نیاز به نگرش های خاصی همچون دید کلان نگر هست یا خیر همین که به دنبال علائق خودمون برویم کافی است؟
    ببخشید که پراکنده گویی کردم. شاید جایگاه همه ی سوالات بالا در این پست نباشد.

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      جواد جان
      در مورد مدیریت تغییر، این ویدئو از آقامعلم رو دیدی؟
      تغییر در مسیر زندگی، محمدرضا شعبانعلی در سایت وبیاد
      مبنای اون فایل، کتابِ کلید را بزن هست که خلاصش رو من هم گذاشتم و از منوی اصلی قابل دسترسه. خیلی کتاب خوبیه.
      راستش جواد، در مورد تغییر، میشه خیلی حرف زد. اتفاقا از قضا برای این هم یه کارگاهی دارم تدوین میکنم (لطفا نگو من هرچی میگم، امین میگه برنامه تدوین میکنم! 🙂 )، اما در کل بنظرم، پرداختن به مدیریتِ تغییر، فاز اول نیست. اول باید بدونیم کلا چندچندیم با خودمون و این دنیا، بعد بیایم سراغ تغییر. مسائل اساسی رو باید یطورایی برای خودمون حل کرده باشیم، بعد بیایم حالا تغییری رو طراحی کنیم که امید موفقیتش بالا باشه.
      جوادجان، هرچی که به ذهنت میرسه موقع خوندن مطالبِ اینجا، قطعا جایگاهش اینجاست. شک نکن. ازت ممنونم که با کامنتهات من رو خوشحال میکنی.
      راستی، راجع به اون سوال قبلیت، اگر عمری باشه توی همین هفته یه چیزی مینویسم.
      مخلصم.

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      خوشحالم که مورد توجهت واقع شده مرتضی جان.
      من هم لذت زیادی بردم که نظرت رو برام نوشتی. بازم از این کارها بکن. 🙂

    1. Post
      Author

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *