میخواهم پدر/مادر خوبی باشم! (۲): آینده شغلی فرزندان

پیش نوشت:

مطلب اول با این موضوع از اینجا قابل دسترس است.

نوشت:

این مطلب در ادامه مطلب اول است و مخاطبش هم دسته دوم والدین طبق دسته بندی انجام شده است. یعنی آنهایی که اولویت اول برایشان کیفیت زندگی فرزندشان در ۲۰ سال آینده (اگر فرزندشان زنده بود) است و حاضرند اقدامات لازم برای فراهم کردن زندگی مناسب برای فرزندشان در سالهای بعد را “امروز” انجام دهند، ولو اینکه مغایر با باورهای مردم باشد. (پیشنهاد میکنم به لینکهای موجود در پس نوشت با موضوع “غولی به نام مردم” نگاهی بیندازید.)

شاید از این تعبیر “عدم اطمینان از زنده بودن فرزندتان در ۲۰ سال بعد” خوشتان نیاید، ولی خب “واقعیت” این است که هیچ کس به من و شما تضمین نداده که فرزندمان حتی تا سال بعد زنده باشد چه برسد به ۲۰ سال بعد، پس بهتر است این “واقعیت” را در تصمیم گیریهایمان لحاظ کنیم و در هیچ شرایطی حق “زندگی کردن” تک تک لحظاتشان را از آنها نگیریم.

و اما راجع به آینده شغلی فرزندان؛ راهی که امروز اکثر والدین در جامعه ایران برای آینده فرزندانشان درست میدانند گذراندن حداقل ۴ تا ۶ سال تحصیلات دانشگاهی است. اگر اندکی آینده نگر باشیم این روزها شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشان میدهد این راه به آینده خوبی برای شغل فرزندمان ختم نخوهد شد، اما متاسفانه والدین اصرار زیادی بر این روش دارند.

اولین سوالی که ممکن است اینجا مطرح شود این است؟ «خب اگر بچه ها دانشگاه نروند، چه کار کنند؟» جواب این سوال به صورت مصداقی برای آدمهای مختلف، متفاوت خواهد بود، اما بصورت کلی بنظرم جواب این سوال این است: «بروند دنبال کاری که به آن علاقه و در آن استعداد دارند و در سالهای اولیه به فکر کسب مهارت در آن حیطه باشند و شما هم از آنها حمایت کنید.»

در این جواب، مفاهیم زیادی وجود دارد که باید بیشتر به آنها پرداخته شود و در این نوشته هم مجالی برای آن نیست. مفاهیمی که به سوالاتی از این دست خواهد رسید:

  • استعداد چییست؟
  • علاقه چیست؟
  • مهارت چیست؟
  • آموزش و کسب مهارت از چه راهی باشد؟
همانطور که گفتم این نوشته به جواب این سوالها نمی پردازد، ولی لازم است این را بگویم که به احتمال بسیار زیاد جوابهایی که در ذهن شما برای این سوالات وجود دارد با جوابهای علمی این سوالات متفاوت است. فقط این را باید بگویم که این مفاهیم سالهاست در دنیا به صورتی کاملا علمی و بر پایه تحقیقات مورد تحلیل قرار میگیرد و جوابهای بدردبخوری هم برای آن سوالها وجود دارد. (علی الحساب یک سری لینک مفید در اینباره در پس نوشت گذاشتهه ام، میتوانید مطمئن باشید که مطالب بیان شده در آن لینکها مطابق با آخرین مطالعات جهانیی و کاملا علمی است.)
موردی که اکثرا هنگام مواجهه با این موضوع برای والدین مطرح میشود این است که در راهی که فرزندان بر اساس علاقه شان بروند، معلوم نیست چه سرنوشتی به سراغشان بیاید و نتیجه نامشخص است و احتمال شکست برای فرزندان وجود دارد.
در جواب این اشکال هم باید گفت: «چه کسی گفته اشتباه کردن و شکست خوردن در سالهای جوانی و یادگیری به واسطه این شکستها چیز بدی است؟» بد نیست به سابقه خودتان در زندگی نگاهی بیندازید و به اشتباهاتی که در طول زندگی مرتکب شده اید فکر کنید، چقدر از آن اشتباهات آموخته اید؟ تجربه کسب و کارهای موفق چه در ایران و چه در خارج از ایران نشان داده که اکثر صاحبان این کسب و کارها در زندگی شان یک دوجین اشتباه و شکست داشته اند و بعد از سعی و خطای زیاد به آن کسب و کار خوبشان رسیده اند. (برای دیدن یک نمونه وطنی اش که این روزها بسیار پررونق است و گمان میگنم آینده فوق العاده درخشانی هم خواهد داشت این لینک را ببینید.)
از طرف دیگر آنهایی از شما که زندگی کم ریسک کارمندی را انتخاب کرده اید واقعا هر روز با میل و اشتیاق سر کار میروید؟ آیا واقعا از زندگی خود راضی هستید؟ آیا برای بازنشستگی لحظه شماری نمی کنید؟ آیا این شیوه مصرفِ عمر، بهترین حالت آن برای شما بود؟ چقدر کار انجام نداده دارید که عاشق انجام دادنش هستید و امروز وقتش را ندارید و ممکن است بعد از بازنشستگی توانش را نداشته باشید؟

من قرار نیست به این سوالات جواب بدهم، فقط از شما میخواهم حتما به این سوالات فکر کنید.

نکته مهم دیگر این است که اگر مسیر پی گرفتن علاقه فرزندان “معلوم نیست” که به نتیجه برسد، در طرف مقابل اینکه مسیرِ رفتن به دانشگاه در ایران امروز به نتایج خوبی نمی رسد “معلوم است!” واقعا جای تعجب دارد که حاضرید برای تحصیل فرزندتان در فلان دانشگاه شهریه گزافی پرداخت کنید، اما حاضر نیستید بخش بسیار کمی از آن را برای شناخت و پرورش استعداد واقعی فرزندتان صرف کنید.

البته من مشخصا نمی گویم که “دانشگاه رفتن کار بدی است”، بلکه منظورم این است که “لزوما دانشگاه رفتن کار خوبی نیست.” ممکن است برای فرزند شما که علاقه به کارهای پژوهشی دارد از قضا ادامه تحصیلِ آکادمیک بهترین راه باشد، همه حرف من این است که اجازه بدهید این جواب یا جوابهای دیگر از دل فرایند شناخت استعدادها و علایق فرزندتان دربیاید و دستوری از جانب شما نباشد.

ممکن است گفته شود که همه این حرفها قشنگ است ولی واقعا در عمل کاری نمیشود کرد، خوشحالم که برای این اشکال، امروزه جوابهای زنده زیادی وجود دارد، اگر تا حالا به سری “کار نکن!” نگاهی نینداخته اید، لطفا از طریق منوی بالای وبلاگ این کار را انجام دهید تا ببینید چطور میشود مستقل از تحصیلات دانشگاهی به دنبال علایق شخصی رفت، کسب درآمد کرد و از انجام کاری که بر اساس علاقه انتخاب شده لذت برد و برای بازنشستگی هم لحظه شماری نکرد.

علی رغم همه این حرفها، متاسفانه در جامعه امروز ایران، ما با والدینی مواجه هستیم که بدون توجه به واقعیتهای موجود نسخه های پوسیده ای برای آینده فرزندانشان می پیچند و اکثرشان هم جزء همان دسته اولی هستند که در نوشته قبل به آن پرداختم. 

هیچ توهینی به مقام شامخ پدران و مادران وجود ندارد و کسی منکِر دلسوزیهای آنها و زحمتشان نیست، مسئله این است که دنیای جدید به شدت درحال تغییر است و اگر والدین درکی از شرایط جدید نداشته باشند و حتی ندانند اسم کسب و کارهایی که در آینده وجود دارد چه خواهد بود، بهتر است برای آینده فرزندنشان در این زمینه اظهارنظر نکنند. یا اینکه به دنبال آگاهی از شرایط دنیای جدید باشند، والا اصراری بر استفاده از طنابهای خودشان (که ممکن است پوسیده باشند) برای فرزندان دلبندشان نداشته باشند.

پس نوشت:

مطالبی خواندنی از آقامعلم در مورد مواجهه با غولی به نام مردم:

دستورالعمل مواجهه با غولی به نام مردم! (قسمت اول؟)

دستورالعمل مواجهه با غولی به نام مردم (قسمت دوم)

چرا دستورالعمل مواجهه با غولی به نام مردم را می‌نویسم؟

غولی به نام مردم و نحوه انتخاب قبیله‌های زندگی

پس نوشت دوم:

دوره استعدادیابی در سایت وزین متمم

دوره مهارت یادگیری در سایت وزین متمم

دوره برنامه ریزی توسعه مهارت در سایت وزین متمم

پس نوشت سوم:

نسبت خود من با تخصیلات دانشگاهی چیست؟ آیا چیزی را منع میکنم که خودم نداشته ام؟

روزمه آموزش رسمی ام را در قسمت “درباره من” وبلاگ قرار داده ام و از منوی بالای وبلاگ هم در دسترس است.

Rate this post

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *