رادیو کارنکن، قسمت اول: گفتگو با سلمان قاسمی

قسمت اول رادیوکارنکن

برای اولین قسمت رادیو کارنکن با دوست خوبم، سلمان قاسمی گفتگو کردم. در خصوص سلمان قبلا در قسمت‌ هجدهم سری کارنکن نوشته بودم (اینجا). آدم خودساخته‌ای که با تکیه بر دانش و مهارت‌های خودش آهسته آهسته پیشرفت کرده و حالا یکی از تولیدکننده‌های کمپرسورهای خاص صنعتی در ایران هست. سلمان مثل عدۀ زیادی از فارغ التحصیلان دانشگاه های خوبِ ایران، این …

رادیو کارنکن

از همان زمانی که قسمت‌های مختلف سری کارنکن  را مینوشتم، ایدۀ راه انداختن رادیو کارنکن هم در ذهنم بود. حالا این روزها در حال نهایی‌سازی اولین قسمت از رادیو کارنکن هستیم. قرار است قسمت‌های مختلف این پادکست اول و پانزدهم هر ماه بر روی وبلاگم قرار داده شود. بنابراین بعد از آماده شدن قسمت اول، آن را در اول …

مادرها

مادرها

این مادرها عجب موجوداتی هستند. این همه عشق و ایثار و مهربانی در قلب یک انسان مگر جا میشود؟ مگر ممکن است؟ این سه قلم مادری که من در نزدیکی‌ام مشاهده میکنم (همسرم و مادر خودم و همسرم) را نمیتوان با کلمه‌ها وصف کرد. باقی مادرها هم اکثرا چنین‌اند. موجودات عجیبی هستند. خلاصه که نمیتوان با قلم …

دومینوی تهران فرو ریخت

دومینوی تهران فروریخت

قبلا در مطلبی درباره علاج واقعه پیش از وقوع نوشته بودم. آنجا روشی برای پیشگیری از وقایع ناگوار پیشنهاد داده بودم. در هفته‌های گذشته در مورد زلزلۀ احتمالی تهران زیاد نوشته‌اند و خوانده‌ایم (و هرچه از زلزلۀ قبلی دورتر میشویم، کمتر از آن می‌شنویم!). اما همانطور که در مطلبِ علاج واقعه پیش از وقوع گفتم، بنظرم تا پیشامدِ …

چرا “باید” به شرکت‌های نوین بازخورد بدهیم؟ (اسنپ، شاتل، علی‌بابا و دوستان)

این نوشته بیشتر از جنس دردودل است. حرفهایم هم در آن پراکندگی دارند. پیشاپیش عذر میخواهم. خلاصۀ چیزی که میخواهم در این پست بگویم این است: «اگر رانندۀ اسنپ برخورد خوبی با ما نداشت و ما بازخوردی به اسنپ ندادیم، ما هم در ادامۀ این برخوردهای آن راننده (و سایر رانندگانِ بدرفتار) با دیگران و …

گفتگوهای پدر-دختری

یگانه و گفتگوهای پدر-دختری

و البته از لذات بزرگ این روزهایم، گفت‌و‌گو با یگانه است. یگانۀ ۳٫۵ ساله، این روزها، سرشار از سوال است و من هم مشتاقِ پاسخ دادن به این سوالها و گفتگو با یگانه. فکر کنم برای دانستنِ چیزهای جدید، من از خودش مشتاق‌ترم. لذتی بسیار نصیبم میشود وقتی سوالی را از من می‌پرسد و این …

من ترجیح میدهم امیدوار باشم

محمدرضا شعبانعلی نرگس رحمانی

از قرار معلوم، شرایط حساس کنونی همیشه با ما هست. عده‌ای هستند که اصلا درک نمی‌کنند چرا میشود ناامید بود. احتمالا حسی به شاخص‌ها و جهت شیبی که بر روی آن قرار داریم ندارند. طبیعتا حرفی با آنان ندارم. عده‌ای هم هستند که ممکن است در فهم شاخص‌ها با آنها مشترک باشم، اما آنها تصمیم می‌گیرند …

تجربه یک سال وبلاگ نویسی؛ به همراه دریافت کتابچه «وبلاگ، رزومۀ آنلاین»

وبلاگ نویسی در وردپرس

فکر کنم حالا میشود بعد از یک‌ سال وبلاگ‌نویسی از تجربه‌های وبلاگ‌نویسی گفت. آورده‌های پیدا و پنهان وبلاگ‌نویسی برای من بسیار زیاده بوده. در مورد این آورده‌ها قبلا چیزهای گفته‌ام و سر فرصت بیشتر هم خواهم نوشت، علی الحساب همینقدر بگویم که در ۲۹ سالِ قبل از وبلاگ‌نویسی، هیچ سالی نبوده که به اندازۀ این یک …