بعد از کتاب خواندن چه کنیم؟

بعد از کتاب خواندن چه کنیم؟

معمولا وقتی کتابی را می‌خوانیم یا در یک دوره آموزشی شرکت میکنیم، شعفی ناشی از آموختن چیزهای جدید در ما ایجاد میشود. طبیعتا نباید تنها به این شعف دلخوش باشیم و تازه کارِ ما بعد از خواندن آن کتاب یا اتمام آن دوره شروع میشود. حالا باید آموخته‌هایمان را بکار بگیریم. معمولا حرصِ اجرا کردن همه‌ی چیزهای …

آب، کم جو؛ تشنگی آور به دست

اهمیت سوال داشتن در زندگی

بهترین آموزش‌ها هم اگر برای آدمِ غیرتشنه‌ی دانستن ارائه شود، خروجی ملموسی ایجاد نخواهد کرد. ما تا ندانیم سوالمان چیست، هر جوابی که بشنویم، غیرمرتبط خواهد بود. در صحبت با دوستان همیشه بر این نکته تاکید میکنم، میگویم اول بیایید مشخص کنیم دقیقا سوال ما چیست؟ به دنبال چه میگردیم؟ در این جهت فکر میکنم …

درباره یادگیری، زندگی و چیزهای دیگر

هدف از زندگی

‌پیش‌‌نوشت متن کمی آشفتگی دارد. حرفهایی است که این روزها زیاد در سرم می چرخد. عایدی اصلی این نوشته برای خودم است، میخواهم با کیبردی (معادل قلمی!) کردنشان در اینجا برای فرداها ثبت کنم که امروز چه فکر میکردم. امیدوارم شما هم از وقتی که برای خواندنش میگذارید پشیمان نشوید. نوشت اینرسی فقط مختص به اجسام …

زنده باد سرسختی

کاش نصف این مقداری که از استعدادیابی و علاقه حرف زده میشود از سرسختی و پشتکار گفته میشد. حالا بر فرض که این معادله‌ی سختِ استعدادیابی هم حل شود، وقتی تلاشی در کار نباشد استعداد به چه کار می‌آید؟ کاش قداستِ تلاش، پیش و بیش از هر چیز در بچگی به ما گوشزد میشد. امان از …

برای روزهای بد

تبدیل روز بد به روز خوب

پیش‌نوشت این روزها مشغول فعالیت‌هایی هستم که جذابیت زیادی برایم دارد. فکر میکنم ظرف یکی دو هفته آینده خبرهای مهمی را در خصوص این فعالیت‌ها اعلام کنم، (حداقل برای من مهم است. 😉 ) اما در این مدت سعی میکنم تا حدممکن چراغ اینجا روشن بماند. نوشت تازگی‌ها یاد گرفته‌ام فریبِ بدشروع‌شدن یک روز را نخورم. …

علاج واقعه پیش از وقوع

یک کاغذ برداریم و لیستی از عواملی بنویسیم که باعث میشود ۵ سال بعد ناراضی باشیم. در رابطه عاطفی‌مان. در تربیت فرزندمان. در کسب و کارمان. در دوستی‌مان. در ویژگی‌های شخصیتمان. سعی کنیم با نوشتن شرح بیشتر بر آن عوامل، وضوح آن وضعیت را در ذهنمان بیشتر کنیم. حالا عمیقا آن حالات بد را تصور کنیم …

افسوس خوردن

به گمانم یک دلیلِ اصلی افسوس خوردن این است که خودمان را زیادی جدی گرفته‌ایم. یادمان رفته که خوب و بدِ این بازی میگذرد. حواسمان نیست که این چندین میلیاردی که آمده‌اند و رفته‌اند را کسی بخاطر ندارد. فکر میکنیم اگر در گذشته، چنان نمیشد و چنین میشد ماجرا خیلی متفاوت بود. البته من منکر تفاوتش نیستم، میگویم …

نبایدها

شکل زیر را ببینید: گاهی پیش می‌آید که برای تغییر در رفتار و عادت‌‎هایم برنامه‌ریزی میکنم و بعد پایم میلغزد و طبق برنامه عمل نمیکنم. بنظرم این لغزیدنِ پا چیز عجیب و غریبی نیست و به قول معروف ما انسانیم و جایزالخطا. اما فکر میکنم چیزی که ما را متمایز میکند، شیوه برخاستنِ مجدد ماست. …