روزنوشت

دیوارها بلندتر از آنی هستند که بنظر میرسند!

فلان مغازه که کار خاصی نکرده، یک دکور زیبا زده و برخوردهایش را کمی خوب کرده، من هم میتوانم بهتر از آن را ایجاد کنم. فلان سخنران که فقط انگیزشی است و هیچ حرف درست و حسابی ندارد. من اگر درس بدهم، اصلا قابل مقایسه با امثال فلانی نیست، خیلی خیلی بهتر از او خواهد …

آخر داستان

و البته آخر داستان هم معلوم است. وقتی همه از شهرهای دور و نزدیک جمع شدند، مراسم سپردن به خاک را آغاز میکنند. همه می آیند، حتی آنهایی که در وقت حیات، زیاد دل خوشی از هم نداشتیم هم می آیند. بدنمان را با احترام به سمت خانه ابدی می‌برند. بدن بی‌جان را در آن …

متاستاز

وقتی که دکترها داروهای شیمی‌ درمانی را قطع می‌کنند یا خفیفش می‌کنند و میگویند به فکر کیفیت زندگی بیمار هستند، یعنی به همین زودیها کار تمام است. متاستاز یعنی آن سلولهایی که یادشان رفته بمیرند و سرطانی شده‌اند، حالا شروع به مهاجرت به سمت سایر ارگان‌ها میکنند و دمار از روزگار بقیه هم در می‌آورند. …

مکتوب فکر کردن

حتما برای شما هم پیش آمده که حجم دغدغه‌های ذهنیتان بسیار زیاد باشد و احساس آشفتگی بکنید. فکر کنم این وضعیت در زندگی‌های جدید زیاد اتفاق می‌افتد. اولین کاری که من اینجور مواقع میکنم پیدا کردن یک زمان مناسب برای خلوت کردن با خودم است. زمانی که مطمئن باشم هیچ کس رشته افکارم را پاره …

به بهانه نزدیکی ماه رمضان؛ مثنوی خوانیِ استاد محمدرضا شجریان

گفتم شاید بد نباشد به بهانه نزدیکی ماه رمضان، ویدئویی به همراه آواز بی‌نظیر استاد محمدرضا شجریان را ببینیم و بشنویم. برای من دیدن چندده باره این ویدئو چیزی از حلاوت آن کم نکرده و لذت شنیدن این صدای روح بخش هر دفعه تکرار میشود.   تمامی ابیات این مثنوی زیبا از مثنوی معنوی مولوی: این …

استرس انتخاباتی یک پدر

ایراد آنجاست که فکر می‌کنیم اتفاقات بد فقط برای دیگران می‌افتد. یادتان هست سال ۸۴ چقدر تلاش کردیم تا شما عزیزان رای بدهید؟ یادتان هست چقدر از شما خواهش کردیم که با انتخابات قهر نکنید؟ یادتان هست زیر نگاه سنگینِ روشنفکرانه‌ی شما و آن افتخارتان به سفیدنگه‌داشتن شناسنامه‌تان، ما دو بار روی برگه رایمان نوشتیم اکبر هاشمی رفسنجانی. آنها …