مرگ

آخر داستان

و البته آخر داستان هم معلوم است. وقتی همه از شهرهای دور و نزدیک جمع شدند، مراسم سپردن به خاک را آغاز میکنند. همه می آیند، حتی آنهایی که در وقت حیات، زیاد دل خوشی از هم نداشتیم هم می آیند. بدنمان را با احترام به سمت خانه ابدی می‌برند. بدن بی‌جان را در آن …

متاستاز

وقتی که دکترها داروهای شیمی‌ درمانی را قطع می‌کنند یا خفیفش می‌کنند و میگویند به فکر کیفیت زندگی بیمار هستند، یعنی به همین زودیها کار تمام است. متاستاز یعنی آن سلولهایی که یادشان رفته بمیرند و سرطانی شده‌اند، حالا شروع به مهاجرت به سمت سایر ارگان‌ها میکنند و دمار از روزگار بقیه هم در می‌آورند. …

فکر کردن به مرگ، توصیه ای اخلاقی یا رفتاری منطقی؟

باور کنید فکر کردن به مرگ، یک رفتار اخلاقی نیست، بنظرم این منطق است که آن را ضروری میکند. بازیکنان و مربی فوتبال، از سر منطق است که محدود بودن زمانِ بازی را در نظر میگیرند و بر اساس آن برنامه ریزی میکنند. چه آنها این واقعیت را درنظر بگیرند و چه خود را به فراموشی …

برخوردی غیرطبیعی با یک پدیده طبیعی: “مرگ”

نمیدانم چرا ما آدمها اینقدر با مرگ عجیب و غریب برخورد میکنیم. مثل این است که شما برای اولین بار تلویزیون را به عنوان اختراع بشر ببینی و مبهوت تصاویر متحرکش شوی و بعد از اینکه این دستگاه خاموش هم میشود، تعجب کنی. البته شما قطعا از خاموش شدن تلویزیون تعحب نخواهی کرد، چون خواهی پذیرفت …

استدلالی سخیف هنگام تصمیم گیری: “حیف نیست حالا که تا اینجا اومدی ولش کنی؟”

راستش را بخواهید واژه “سخیف” آن واژه ای نبود که برای عنوان این مطلب در مورد تصمیم گیری درنظر داشتم، بنظر من این استدلالی که میخواهم درباره اش صحبت کنم بهتر است با صفت “احمقانه” خوانده شود. ولی دیدم شاید استفاده از واژه احمقانه در عنوان چندان جالب نباشد و این شد که نوشتم استدلالی سخیف …

دیرآموخته ها، خیلی خودت را جدی نگیر

برای خودم چیزهایی نوشته ام که زیاد بهشان سر میزنم: “…مرگ نزدیک است و صدای مامورِ اعلامِ پایانِ این ضیافت، از جایی همین نزدیکی به گوش میرسد. یادم باشد دنیا بعد از من نیز بر همین مدار و با همین سرعت خواهد چرخید. پس…” فایل دیرآموخته های آقامعلم را از لینک زیر دریافت کنید: دانلود …