تصمیم گیری

چرا نباید در مورد تصمیم‌هایمان به دیگران توضیح بدهیم؟

تصمیم گیری

قبلترها خودم را ملزم میکردم که به عده‌ی بیشتری توضیح بدهم، اما حالا جز عده‌ی معدودی تنها جوابم در برابر سوالات دیگران، دادن پاسخ‌های خنده‌دار است و به بهانه‌ای از موضوع رد میشوم…

هدف از زندگی؛ چیزهایی در مورد پیدا کردن هدف در زندگی و اینکه چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم؟

پیش‌نوشت برایم نوشته: «مشکلی که در سن ۳۸ سالگی همچنان درگیرشم بخاطر نیاز مالی مثل خیلیا شغل کارمندی دارم بدون علاقه خاصی فقط برای امرار ومعاش یا شاید سرگرم شدن چون هنوز نه علائقم رو میشناسم نه استعدادم رو و نه میدونم به چی میخوام برسم اما همیشه درگیری ذهنی این قضیه با من هست. …

راهرو گر راهِ نو خواهد، توقف بایدش؛ در باب رضایت از زندگی و نقش توقف در تغییر مسیر

رضایت از زندگی

“از طرفی همه‌ی ما می‌خواهیم خوشبخت باشیم. از طرف دیگر از چیزهایی که موجب خوشبختیمان می‌شوند اطلاع داریم، اما به آنها عمل نمی‌کنیم. چرا؟ بسیار ساده است. چون خیلی گرفتاریم. گرفتار چی؟ گرفتار تلاش برای خوشبخت شدن.” میتو کلی جاده تهران به مشهد، به مشهد میرود، نه به همدان! خیلی بدیهی بنظر میرسد، نه؟ اما …

تصمیم گیری (۳): تصمیم گیری پشتِ درهای بسته موقوف! (با ارائه یک مثال: تصمیم برای تغییر شغل)

فکر میکنم بهتر است پیش از مطالعه این مطلب، پست زیر را بخوانید: تصمیم گیری (۱): چیزهایی در مورد فرایند اتخاذ تصمیم همانطور که مطلب شماره یک اشاره شد، ما برای اخذِ یک تصمیمِ خوب نیاز داریم که ورودیهای آن تصمیم و همچنین وزنِ هر یک از این ورودیها را بدانیم. با دانستن آنها، فرایندِ اخذِ …

لطفا معمولی نباشیم! (تخصیص “بهینه” منابع یا تخصیص “متعادل” منابع؟)

بهتر است همین اول، مشخص کنم که منظورم از منبع در این نوشته، زمانِ ما و توانایی جسمی و روحی ما و توجه ماست. اگرچه فکر کنم این نگاه را میتوان به سایرِ منابعِ فردی و سازمانی هم تعمیم داد، اما تاکید من بر همین منابعی است که عرض کردم. ۱- در کنارش…، محدودیتِ منابع …

تصمیم گیری (۲): ما انسانهایِ محدود

پیش نوشت قسمت اول از لینک زیر قابل دسترس است: تصمیم گیری (۱): چیزهایی در مورد فرایند اتخاذ تصمیم نوشت در قسمت اول، راجع به فرایند اتخاد تصمیم، چیزهایی نوشتم. در خصوص اهمیت “شناخت اولویتهای خودمان” و “جمع آوری اطلاعات لازم” برای اخذ تصمیم گفته شد: آنچه به عنوان ضعف در تصمیم گیری از آن …

استدلالی سخیف هنگام تصمیم گیری: “حیف نیست حالا که تا اینجا اومدی ولش کنی؟”

راستش را بخواهید واژه “سخیف” آن واژه ای نبود که برای عنوان این مطلب در مورد تصمیم گیری درنظر داشتم، بنظر من این استدلالی که میخواهم درباره اش صحبت کنم بهتر است با صفت “احمقانه” خوانده شود. ولی دیدم شاید استفاده از واژه احمقانه در عنوان چندان جالب نباشد و این شد که نوشتم استدلالی سخیف …