چرا “باید” به شرکت‌های نوین بازخورد بدهیم؟ (اسنپ، شاتل، علی‌بابا و دوستان)

این نوشته بیشتر از جنس دردودل است. حرفهایم هم در آن پراکندگی دارند. پیشاپیش عذر میخواهم.

خلاصۀ چیزی که میخواهم در این پست بگویم این است:

«اگر رانندۀ اسنپ برخورد خوبی با ما نداشت و ما بازخوردی به اسنپ ندادیم، ما هم در ادامۀ این برخوردهای آن راننده (و سایر رانندگانِ بدرفتار) با دیگران و خودمان شریک هستیم.»

حرفم این است که ما به عنوانِ عضوی از این سیستم، مسئولیم تا وظیفۀ خودمان برای بهتر شدن آن را با بازخورد دادن انجام دهیم.

البته که همانطور که برخوردهای بد را گزارش میکنیم، از رفتارهای خوب هم تقدیر کنیم.

این بازخورد دادن در راستای منافعِ بلندمدت خودمان است و بنظرم بخاطر خودمان باید خیلی آن را جدی بگیریم.

شما وقتی می‌فهمید آن برخورد گرم مسئول پشتیبانی شاتل چقدر می‌ارزد که قبلش رفته باشید دفتر شرکت مخابرات تا خط تلفن ثبت نام کنید.

البته یادمان نرود که برخوردِ مناسب مسئول پشتیبانی شاتل همانقدر طبیعی است که اخم کردن مسئول باجۀ شرکت مخابرات.

انحصار اخم می‌آورد. حالا ما کی این را میفهمیم، نمیدانم. به قول راسل اکاف: (از اینجا)

«سیستم‌ها، منطق کلان خود را دارند. منطقی که با خواهش و نصیحت و توصیه تغییر نمی‌کند.»

بجای اینکه سیستم را طوری تغییر دهیم که منطقِ شرکت سرویس‌دهنده این باشد که برخورد گرم داشته باشد و خدمات بهتر بدهد، دنبال این هستیم که در این همین سیستمِ موجود، آدمهایی تربیت کنیم که متفاوت عمل کنند. لابد با توصیه و نصیحت هم میخواهیم این کار را بکنیم.

بگذریم.

من تا میتوانم برای بازخورد دادن به شرکت‌های خصوصی وقت میگذارم و این کار را برای خودم انجام میدهم.

چنین است که ایمیل نظرسنجی‌ای که علی‌بابا برایم میفرستد را همیشه پرمیکنم. انصافا علی‌بابا کارم را در این سالها بسیار راحت کرده.

شاید خیلی ساده بنظر برسد، اما همینکه شما هر دفعه لازم نیست موقع خرید کردن مشخصات بلیط را وارد کنید، بنظر من کلی می‌ارزد. تازه اگر خواستید بلیط قطارتان را پس بدهید، لازم نیست بروید یک آژانس آن را چاپ کنید و بعد باطلش کنید!

کاری که با خرید از سایت معظم شرکت رجا باید انجام دهید. البته که این وجود این فرایند در مجموعۀ رجا هم طبیعی است.

حتما بعد از صحبت با مسئولِ پشتیبانی شاتل صبر میکنم و به او امتیاز میدهم. شاتل هم با این توضیحات شفافش کار مرا در خرید اینترنت و مودم بسیار راحت کرده. این عملکرد شاتل هم طبیعی است.

خلاصه که همین اندک نسیمِ خوش‌عطری که لابلای بوی نامطبوع اقتصادِ نفت‌زدۀ دولتی و تبعات طبیعی‌اش به مشام‌مان میرسد را دریابیم و لذت ببریم از مالکیت بخش خصوصی بر شرکت‌های نوین و مشتری‌مداری طبیعی این شرکت‌ها. و البته در کنار این لذت بردن کمک کنیم که این شرکت‌ها بهتر و بهتر شوند. بازخورد دادن را فراموش نکنیم.

تا جایی که سواد اندک من قد میدهد آیندۀ ما و فرزندانمان در گرو رونق همین شرکت‌ها و کوچک شدن دولت است.

در پایان هم دعوت میکنم کمی سریع القلم بخوانید تا روحتان تازه شود:

چرا احساس بی ثباتی می کنیم؟

چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟

چرا “باید” به شرکت‌های نوین بازخورد بدهیم؟ (اسنپ، شاتل، علی‌بابا و دوستان)
۴٫۴۳ (۸۸٫۵۷%) ۷ votes

دیدگاه ها

  1. احسان کارگزارفرد

    امین خان
    خوندن این پست از وبلاگت مثل خیلی از پست های دیگه ای که نوشتی برای من ارزشمند بود. من متوجه اشتباه خودم شدم توی بازخورد دادن. با اینکه به زبون تاکید زیادی روش دارم اما مثلا موقع امتیاز دادن گوشی رو قطع می کنم. این نگاه سیستمی تو خیلی برای من آموزنده و ارزشمند بود.

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      احسان جان
      از لطفت ممنونم، خوشحالم که دست به کیبرد شدی و نظرت رو برام نوشتی. کاری که فکر کنم اولین بار داری انجام میدی. امیدوارم باز هم ادامه‌اش بدی و بدون که این کامنت‌ها یکی از دلگرمی‌های مهم من برای ادامۀ نوشتنه.
      مخلصم.

  2. داوود

    سلام امین جان روز بخیر. حق با توه من خودم این تجربه خوب جواب دادن رو با خدمات مشتریان ایرانسل دارم (البته کاری با خود ایرانسل که پر از ایراده و اون همه پیامک بی موردی که میفرسته و تبلیغات غیر عادی که برات هزینه میسازه ندارم) ولی به شخصه حس خوبی بهم میده که مثلا ساعت دوازده شب میتونم به خدمات مشتریان تماس بگیرم با روی خوش جواب بده و کارم رو راه بندازه منم سعی میکنم اون چند لحظه بعد رو صبر کنم و امتیاز بهش بدم تا اون حس خوب رو اون هم از اون طرف بگیره و بین خوب و بد ها تمایز قائل شده باشم و به قول تو در یک نگاه سیستمی به بهتر شدن کل سیستم کمک کردم.و در نهایت ممنون بابت این نوشته ت که نگاهم به این شکل عمل کردن رو تقویت کردی

  3. وحید نصیری

    امین عزیز سلام
    جدا موافق این نوشته ات هستم در جایی که بازخوردی برای کارهای خوب داده نشود کم کم احتمال اینکه آن شرکت / فرد تصور کند مخاطب تصور و فهمی از کالا/خدمت خوب و بدرد بخور ندارد ،وجود دارد و تازه خیلی بی انصافی است که در جامعه ما که همه البته به حق غر می زنند ولی یکبار دهن به تشکر از هم در کوچه و خیابان باز نمی کنند
    نمی دانم مطلبم مربوط بود یا نه ولی خب به ذهنم رسید
    راستی امین جان ممنونم و بسیار خوشحالم از اخرین پاسخت به من امیدوارم از این دوستی چیزهایی بسیار دیگری بیاموزم.
    راستی فعلا کارهای پایان نامه را پیش می برم و ترجمه آن کتاب را هم آغاز کردم البته پوستم رسما کندس کتاب حدودا بالای ۴۰۰ ص است.
    تشکر

    1. نویسنده
      پست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *