چند خطی برای همایون شجریان عزیز

همایون شجریان، نسیم وصل

آهای، همایونِ شجریان، کاش بدانی با این صدایِ روح بخشت چقدر حالِ ناخوب من را خوب کرده‌ای.

آهای، فرزندِ خلفِ استادِ بی‌تکرارِ موسیقی ایران، کاش بدانی بابتِ تمامی این لحظاتِ زیبایی که خلق کرده‌ای، چقدر از تو ممنونم.

آهای، «فرزندِ خلفِ نغمه و آواز»۱ کاش بدانی وقتی در “نسیمِ وصل”، این بیت از جنابِ سعدی را میخوانی چه میکنی با دل من:

اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
به جان مضایقه با دوستان نه کار منست

آهای، همراهِ ناپیدایِ لحظات تلخ و شیرین، کاش بدانی شنیدن این بیت با صدایِ تو چه لذتی دارد:

اگر هزار غمست از جفای او بر دل
هنوز بنده اویم که غمگسار منست

همایون شجریان، باز هم برایمان بخوان. نوایِ تو مایه‌ی آرامش است…

پس نوشت

غزلی که همایون در قطعه دوم از آلبومِ “نسیم وصل” میخواند:

مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
که راحت دل رنجور بی‌قرار منست
به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر
گرش به خواب ببینم که در کنار منست
اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
به جان مضایقه با دوستان نه کار منست
حقیقت آن که نه درخورد اوست جان عزیز
ولیک درخور امکان و اقتدار منست
نه اختیار منست این معاملت لیکن
رضای دوست مقدم بر اختیار منست
اگر هزار غمست از جفای او بر دل
هنوز بنده اویم که غمگسار منست
درون خلوت ما غیر در نمی‌گنجد
برو که هر که نه یار منست بار منست
به لاله زار و گلستان نمی‌رود دل من
که یاد دوست گلستان و لاله زار منست
ستمگرا دل سعدی بسوخت در طلبت
دلت نسوخت که مسکین امیدوار منست
و گر مراد تو اینست بی مرادی من
تفاوتی نکند چون مراد یار منست

لینک خرید این آلبوم از بیپ تونز

۱استاد محمدرضا شجریان، بعد از آن کنسرتِ سال ۸۹، همایون را «فرزندِ خلف نغمه و آواز» نامید. (مطالعه بیشتر)

چند خطی برای همایون شجریان عزیز
۴٫۵ (۹۰%) ۲ votes

دیدگاه ها

  1. معصومه شیخ مرادی

    امین چه خوب نوشتی این متن رو. کاملا حالت رو می فهمم چون بارها تجربه اش کرده ام راستش من از این حال به مستی بی شراب تعبیر می کنم. خیال و وهم است انگار ، برای لحظاتی حالی است که نمی دانی چیست و فکر می کنی واقعا چیست این صدا این موسیقی، سحر عجیبی است و اینکه شاید خدا هم برای این بندگانش لب به تحسین بگشاید.
    دارم فکر می کنم شاید حلقه گمشده روابط ما این سبک دوستی است که سعدی درباره اش می گوید.
    اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
    به جان مضایقه با دوستان نه کار منست
    کمی اگر به این بیت ها گوش کنیم هم حال ما و هم کار ما درست خواهد شد.

  2. نویسنده
    پست
  3. یاور مشیرفر

    امین جان میبینم که بعد از اون املت مردافکن فیل کُش کذایی هنوز زنده ای و می نویسی. قصد و غرض البته از نوشتن کامنت عرض ارادت بود و خوشحالی از این که یک بعد از ظهر مفید را به یک شب بسیار مفیدتر تبدیل کردی. دیدن و نشستن با تو یکجا اوج آن چیزی بود که میشود آن را «حال خوش» نامید.

    پانوشت: یادت نره که احوال ذغال رو هم بپرسی، از اون کسی که میدونی!

    یاور

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      یاور جان، مطمئن باش مزه‌ی اون املتِ یاوردرست، همیشه در خاطره‌ها باقی خواهد ماند… 🙂
      برای من هم بسیار بسیار لذت بخش بود مصاحبت باهات و واقعا گذر زمان رو احساس نکردم.
      چشم، داستان زغال رو حتما یادم میمونه. ؛)

  4. پوریا صفرپور

    وقتی صدای ایشون رو میشنوم مو به تنم سیخ میشه. جدا که برای خودشون کسب مقامی کردند و به هیچ وجه زیر نام و آوازه استاد به این نقطه نرسیدند.
    به امید اینکه روزی در کنار هم غرق در آواز بی همتای ایشون بنشینیم و لذت ببریم.

    1. نویسنده
      پست
      امین آرامش

      پوریا جان، از بخت خوشم تا حالا سه بار کنسرت همایون عزیز رو رفتم. واقعا عالیه این بشر. جدای از مسائل تکنیکی، شخصیت بسیار جالبی هم داره.
      راجع به این حرفی که زدی منم قبلا یه چیزی نوشتم، دیدی؟
      به احترام او که “همایون شجریان” است و نه “فرزند محمدرضا شجریان”
      امیدوارم به زودی فرصتی برای ملاقات حضوریمون فراهم بشه. 🙂

  5. پوریا صفرپور

    خوندم امین جان.
    به حق که حرف درستی زدی. همایون شجریان شخصیت، مسیر و به اصطلاح استایل بخصوصِ خودش رو داره.
    تو دنیای هنر زیاد بودند کسانی که اومدند جا پای کسی بگذارند و در اون جای پا گم شدند. اما همایون گام های نوآورانه خودش رو تو مسیر مستقلی گذاشت که قابل تقدیره.

  6. Pingback: شاهکاری دیگر از همایون شجریان، کنسرت‌نمایش "سی" - امین آرامش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *