کار نکن، قسمت یازدهم: آقا رضای امیرخانی، نویسنده ای برای تمام فصول

کسی که این قسمت کار نکن را به او اختصاص داده ام، از بقیه افرادی که به آنها پرداخته ام، شناخته شده تر است. رضا امیرخانی یکی از موفق ترین نویسندگان ایرانی است. رضا امیرخانی، تاکنون ۱۱ کتاب نوشته. من هر کدام را حداقل یک بار خوانده ام.

آثارش به زبانهای دیگر هم ترجمه شده و کتابی دارد که به چاپ ۴۱ام هم رسیده. رضا امیرخانی قالبهای مختلف را در نوشتن امتحان کرده و در تمامی طبع آزمایی ها هم به نسبت هم صنفانش بسیار موفق بوده. هم سفرنامه جانستان کابلستان مورد استقبال قرار گرفته و هم رمانهای منِ او و بیوتن و قیدار. مقاله تحلیلی بلند نفحات نفت هم که مورد ستایش افراد با دیدگاه های مختلف اجتماعی-سیاسی است.

رضا امیرخانی مدرک مهندسی مکانیکش را از شریف گرفته. کار مهندسی هم کرده، اما بعدها تصمیم گرفته برود سراغ نویسندگی. علاقه او به نوشتن، او را به این سمت کشانده و در این مسیر او کار نکرده. در مورد او این نکات بنظرم جالب توجه است:

  • او هنگام نوشتن، تعداد کلمات نوشته شده در روز را محاسبه میکند و مواظب است که کم کاری نکند. این یعنی حتی اگر به چیزی علاقه داریم، باز هم پشتکار و مداومت در آن، لازمه موفق شدن است. همچنین جایی از او شنیدم که حتی موقع نوشتن، او لباس رسمی میپوشد و بعد دست به کیبرد میشود.
  • رضا امیرخانی زمانی که خیلیها نمیدانستند سایت را با سِ دسته دار مینویسند یا سِ بی نقطه، سایت داشته و در اینترنت مطلب مینوشته. زمانی در سایت لوح و بعدترها هم در سایت شخصی اش. این یعنی او آشنا به ابزارهای روز بوده و آینده نگری داشته.
  • رضا امیرخانی، رضا امیرخانی است. او نسخه کپی شده هیچ نویسنده دیگری نیست. او دنیای خودش را دارد و خودش را مینویسد. این یعنی ارائه نسخه اصل و غیرتقلبی میتواند به ما در مسیر موفق شدن، کمک زیادی بکند. البته  او قطعا ایده هایی از سایرین گرفته، اما در نهایت او نسخه اوریجینالِ خودش است و نه نسخه تقلبی دیگری.

رضا امیرخانی از آن دست نویسنده هایی است که خیلی ها موقع خواندن کتابهایش، مدام صفحات مانده تا انتها را چک میکنند، اما نه برای انتظارِ زودتر به سر رسیدن کتاب، بلکه برای اینکه بدانند چقدرِ دیگر از این لذتِ خواندن باقی مانده و در دل آرزو دارند کاش این کتاب بیشتر ادامه میداشت. اگر شما هم از علاقه مندان به قلمِ زیبای او هستید، سری به نوشته های توی سایتش هم بزنید. (نوار سمت راست سایت)

سایت رضا امیرخانی (ارمیا)

در پایان ویدئوی بخشی از حضور او در برنامه خندوانه را قرار میدهم، میتوانید قسمتهای بیشتری از این قسمت برنامه را در سایت آپارات ببینید. همچنین رضا امیرخانی یک حضور هم چند سال پیش در برنامه پارک ملت داشته که آن هم با گوگل کردن قابل دسترس است.

کار نکن، قسمت یازدهم: آقا رضای امیرخانی، نویسنده ای برای تمام فصول
۵ (۱۰۰%) ۲ votes

Comments

  1. جواد عزیزان

    امین جان
    اول که خیلی ممنون ازت بخاطر ویدئویی که از رضا امیرخانی عزیز منتشر کردی. من کتاب نفحات نفت ایشون را با آن سبک نگارش خاص و دوست داشتنی، مطالعه کرده ام. ولی الان که ویدئویی از ایشان دیدم، علاقه ام دو چندان شد و تصمیم گرفتم کتاب های بیشتری نیز از او بخوانم.
    دوم، نکته هایی که در مورد موفقیت اشاره کردید بسیار جالب بودند. گویی هر انسانی با توجه به نوع خاص وجودی خود، می تواند موفق شود. کافی است خود را بشناسد و خود باشد و پس از شناخت خود، نیز خود را به خود وانگذارد و از تلاش و تفکر دست نکشد.
    ارادت

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      جواد جان
      ازت ممنونم که من رو قابل دونستی و نظرت رو برام نوشتی.
      رضا امیرخانی به نظرم از اون آدمهاییه که هرچقدر بیشتر بهش نزدیک بشی، بیشتر دوسش داری. برعکس خیلیا که نوشته هاشون ممکنه خوب باشه یا آدم معروفی باشن ولی وقتی از نزدیک ببینیشون تعجب کنی و خوشت نیاد!
      من رضا امیرخانی رو از نزدیک هم دیدم و باهاش حرف زدم، همینقدر ساده و صمیمی و دوست داشتنیه.
      آقا معلم خودمون هم به نظرم همینطوریه.
      اگر به من اجازه بدی که یک کتاب بعدِ نفحات نفت بهت پیشنهاد بدم ازش، من “جانستان کابلستان” رو میگم. البته این رو بگم که نفحات نفت تنها کتاب صرفا تحلیلیه ایشونه و باقی یا رمان اند و داستان کوتاه یا سفرنامه. هرچند بنظرم رمان و سفرنامه رضا امیرخانی و نوع نگاهش به دنیا هم کلی چیز واسه یاد گرفتن داره. مثلا رمان “بیوتن”اش رو بعد از چند ماه گشتن توی ایالتهای مختلف آمریکا (با ماشین شخصی خودش) نوشته.
      جوادجان، اگر صلاح دونستی سری هم به سایر قسمتهای “کار نکن” از منوی اصلی سایت بزن، فکر کنم دوسشون داشته باشی.
      حرفت راجع به مسیر موفقیت، نظر منم هست.
      باز هم از اظهار لطفت ممنونم.

      1. محمدرضا مزینانی

        سلام
        ضمن تشکر از مطلب خوبی که نوشتی. خواستم بگم کتاب سرلوحه ها و کتاب نشت نشا هم از مقالات تحلیلی رضا امیرخانی تشکیل شده، من همه کتاب های آقای امیرخانی رو خوندم و به نظرم کتاب نشت نشا هم جزو اون خوباش قرار میگیره.

        1. Post
          Author
          امین آرامش

          محمدرضای عزیز، سلام
          هر دوتای این کتابها رو چندسال پیش خوندم، راستش موقع نوشتن این کامنت برای جواد عزیز، “نشت نشا” یادم نبود، والا حتما به عنوان یک کتاب تحلیلی دیگه ذکرش میکردم.
          راجع به سرلوحه ها هم خیلی دلم نمیاد بذارمش توی دسته‌ای که “نشت نشا” و “نفحات نفت” رو میذارم. تا جایی که یادم میاد این کتاب، نوشته هایی هم داشت که بیشتر از جنس دل نوشته بودند. مثلا الان نوشته‌ی در مورد ابراهیم والی رو یادم میاد و فکر کنم نوشته های سایت لوح بودند که اونها رو کرده بود کتاب.
          در کل “امیرخانی‌خوانی!” هر چی باشه، بنظرم لذت بخشه. امیدوارم زودتر کتاب بعدیش رو بده بیرون. 🙂
          ازت ممنونم که این نکته رو بهم یادآوری کردی.
          مخلصم.

  2. فواد انصاری

    سلام امین جان خیلی ممنون بابت این ویدیو – ندیده بودم تا حالا
    من کتاب نفحات نفت رو از امیرخانی خوندم و واقعا خوشم اومد کتاب جانستان کابلستان رو هم که خودت زحمت کشیدی و برام پست کردی به زودی میخونم. راستی من هم شاید شامل این کار نکن ها بشم امین. چون مدرکم مهندسی نرم افزاره و شغلم بازارایابی و فروش و به قول خودت کار نمی کنم چون به حرفه فروش علاقه دارم.

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      سلام فوادجان
      امیدوارم حظ ببری از خوندن جانستان کابلستان
      اگر دوست داشتی بقیه ویدئوهای اون برنامه رو هم ببین از آپارات. کلا امیرخانی شخصیت دوست داشتنی ای هست بنظر من.
      آره فوادجان؛ با این حساب توام جزء کارنکنها هستی و این خیلی خوبه…

  3. سارا حق بین

    سلام امین جان ، خدا قوت
    از سال گذشته در مورد آقای رضا امیرخانی و رمانهای معروفش توی سایت های کتابفروشی آنلاین خونده بودم و ترغیب شدم که از این نویسنده هم بخونم. چون یکی از استراتژی های کتاب خوانی من حداقل خوندن یک اثر از نویسنده های معروفه دنیاست تا با سبک و اسلوب فکری و نگارششون کمی آشنا بشم. پس همزمان دو کتاب منِ او و نفحات نفت را خریدم و ابتدا نفحات نفت رو خوندم و منِ او در لیست انتظار به سر می بره. با خواندن اولین صفحات مثل یه آهنربا جذبش شدم. بطور کلی چیزی که در مطالعه من رو تحت تأثیر قرار می ده نگارش متفاوت نویسنده و کلمات غیرتکراریه و در مورد نفحات نفت در ابتدا اشاره شده بود که این شیوه تایپ به درخواست نویسنده بوده. هر چه که جلوتر رفتم شیوه تایپ درخواستی، فاصله انداختن تعمدی بین کلماتی که می تونست به هم چسبیده بکار بره، استفاده از کلمات عامیانه ای که بعضیش جزء کلمات فعال من نیستند و از همه مهتر جسارت نویسنده در نوشتن افکار و واقعیاتی که بهش معتقده (البته به شیوه مناسب)، کتاب را جذاب تر می کرد و دل کندن از کتاب سخت تر. با اینکه چند ماهی از خوندنش میگذره اما هنوز طعم شیرینش برام ملموسه.
    این ویدئو هم برام خیلی جالب بود و باز تأییدی بر شجاعت ایشان برای تغییر مسیر به جاده دلخواهش در زندگی شخصی، چیزی که در اغلب ما بسیار کمرنگه.
    ممنون از این مطلب جالب.

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      سلام سارا جان
      ممنون که نظرت رو به تفصیل برام نوشتی.
      با وجود این حست به رضا امیرخانی، پیشنهاد میکنم دست از سرش برنداری و باقی آثارش رو هم بخونی. همونطور که توی پست گفتم، نوشته هاش توی سایتش هم خیلی خوبند و برای من یه حسرت اینه که این بشر هرچی مجتوا تولید کرده من خوندم و دیگه محتوای نخونده ندارم ازش. اینه که وقتی چند وقت پیش کلیپهای توی خندوانه اش رو دیدم، خیلی ذوق زده شدم و با لذت زیادی تماشاش کردم.
      فکر کنم فاصله انداختنش هم بخاطر اینه که ما بیشتر به اجزای کلماتی که هر روز استفاده میکنیم “فکر کنیم”.
      راستی اگر دوست داشتی سری هم به باقی قسمتهای سری “کار نکن” بزن. فکر کنم بدت نیاد.
      بازم ممنون از اینکه نظرت رو برام نوشتی.

      1. علی کریمی

        امین تو یکی از برنامه های تلویزیونی که نمی دونم مال شبکه اصفهان بود رضا امیرخانی دعوت بود و می گفت که روی یک کتاب در مورد معماری شهر تهران داره کار می کنه و در آینده منتشر می کنه.

        1. Post
          Author
    1. Post
      Author
  4. سعیده

    من از ایشون دو تا کتاب قیدار و ارمیا رو خوندم ولی نه کامل. من از اون دسته آدم هایی هستم که نتونستم با کتاب ایشون ارتباط برقرار کنم و کتاب ها رو با اشتیاق بخونم. در حین خوندن کتاب انقدر به خودم استراحت می دادم. همه اش می گفتم حتما آخرش بهتر میشه ولی نمی شد. شاید دلیلش این باشه که کلا رمان خوندن برام سخته. دوست دارم چیزهایی بخونم که یا واقعی باشه یا از واقعیت گرفته بشه. حتی کتاب ارمیا رو همین طوری ورق می زدم تا به آخرش برسم. برای همین همش تعجب می کردم که شاید مشکل از من باشه که با وجود این همه طرفدار من نمی تونم کتابو تموم کنم. ولی چکار کنم نشد که نشد!

  5. Post
    Author
    امین آرامش

    اصلا مهم نیست بقیه چی میگن. مهم اینه که شما خوشت نیومده. من هم بارها شده کتابی رو زیاد تعریفش رو شنیدم ولی نتونستم به صفحه ۵۰اش هم برسم، ولش کردم.
    با این حال فک کنم شروع های خوبی هم نداشتی با امیرخانی. خوندن ارمیا فک نکنم برای همه خوشایند باشه. برای منم به نسبت سایر کتابهاش لذت کمتری داشت.
    در مورد قیدار هم، “شاید” اگر با “منِ او” شروع میکردی یخورده اوضاع فرق میکرد.
    اگر جایی “نفحات نفت” رو دیدی برو سراغش. فک کنم از اون خوشت بیاد. البته من “جانستان کابلستان” رو هم خیلی دوست داشتم.
    ممنونم که نظرت رو برام نوشتی.

  6. سعیده

    شاید. راستش از لحن این طوری خوشم نمیاد. تو کلماتی که خودم استفاده می کنم، استفاده از ادبیات این طوری جایی نداره.منظورم همون شکل ادا کردن کلمات به صورت قدیمی هست.
    ممنون که جواب دادید.

  7. Pingback: برادران افغان، آوارگی و چیزهای دیگر - امین آرامش

  8. Pingback: یک گفتگوی دوست داشتنی: گپی با رضا امیرخانی - امین آرامش

  9. زینب رمضانی

    طعم کتاب های رضا امیر خانی شبیه ’ طعم زیتون‘ هست !
    اولش خیلی نمی‌چسبه ولی بعدش به دلپذیر ترین طعم های زندگی تبدیل میشه
    یادمه استاد عزیزی داشتم که می‌گفت : اگر میخاین تا آخر عمر یه کتاب بخونین و بعدش پرونده‌ی مطالعه کردن رو ببندید ، ’ قیدار‘ رو بخونید

    من عاشق رضا امیر خانی ام 🙂 قلمش متفاوت و خاصه
    یادمه توی یکی از مستند هایی که درباره‌ی دیکاپریو ساخته شده بود یکی از همکاراش می‌گفت :
    لئو منو یاد هیچکس نمیندازه ! اون فوق العاده‌س ! اصلا ویژگی آدم‌های فوق العاده اینه که شما رو یاد هیچکس نمیندازن !

    منم از همین حرف وام می‌گیرم و میگم : رضا امیرخانی فوق العاده‌س
    شاید این عادت خوب مطالعه کردن رو به اون مدیون باشم ؛ چون اولین کتابی که درست و حسابی زیر زبونم مزه کرد نوشته‌ی رضا امیرخانی بود .

    من هرکدوم از کتاب هاشو حداقل یکبار خوندم
    ولی ارمیا و بیوتن و قیدار رو شاید بیشتر از ده بار …

    1. Post
      Author
      امین آرامش

      چه تشبیه جالبی بکار بردی زینب، طعم زیتون.
      چقدر خوب که توام رضاامیرخانی‌خون هستی.
      برای من هم خوندن منِ او فصل جدیدی در کتابخونیم بود و واقعا نقش زیادی توی علاقه من به کتاب داشت.
      اینو دیدی زینب؟:
      یک گفتگوی دوست داشتنی: گپی با رضا امیرخانی
      کتاب جدیدش به زودی منتشر میشه و قیدار رو هم بصورت صوتی داره میخونه و احتمالا به زودی میاد به بازار.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *